گمان برخی بر این است كه اختلاف نظر در داخل جامعه يهودى، میان راسیستهای خواستار حفظ شهرکها و كرانه باخترى است، بگونهاى که بتوانند سرزمين «اسراييل بزرگ» را بعنوان كشور يهوديان بازپس گيرند. این اختلاف با چپگراهايى است كه به وجود دو كشور فلسطينى و اسراييلى در كنار هم راضى بوده و در نتيجه حاضر به چشمپوشی از مالكيت مساحتی از اين سرزمين هستند تا بدین ترتیب سرزمینی به نام فلسطین بر پا شود كه بتوان در آن زندگی کرد.
راستگرایان يهودی تنها 25 درصد از جمعیت اسراييل را تشكيل مىدهند و چپگراهایی که خواستار عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی هستند، تنها 10 درصد از این جمعیت را به خود اختصاص دادهاند.
اكثريت مردم اسراييل شامل احزاب دينى و راسیستهای تندرویی است كه «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر سابق و «افیگدور لیبرمن» جزئی از آنها هستند. این گروه توانستهاند جامعه گسترده ای را ايجاد كنند كه بنا به ملاحظات امنيتى، که می خواهند سرزمین فلسطین تنها 15 تا 20 درصد از سرزمینهای اصلی میان رود اردن و دریای مدیترانه را شامل شود.
اين گروه به فلسطينىها مىگويند كه اگر رفتار خوبى از خود نشان دهند و در صورت مناسب بودن شرايط، پيشنهاد خوبى برای آنها خواهند داشت به اين شرط كه هر طرح يكجانبه ای را بپذیرند.
این گروه همچنین میگویند: «فلسطينىها مىتوانند اولويتهای خود را بگويند ولى در نهايت تصميمگيرى با ما است... هيچ موضوعی جز نگرانى ما از ملاحظات امنيتى موجود، مانع اجراى عمليات صلح نيست... عربها با اينكه مايه ناراحتى هستند ولی مانعى در اين راستا به شمار نمىآيند ... در بهترين شرايط وطن كوچكى شامل چهار يا پنج كانتون كه توسط ارتش و شهرکهاى صهيونيستى محاصره شده باشد به آنها خواهيم داد».
سلطه اسراييل بر سرزمينهای اشغالی چه بدلايل دينى و چه با انگيزه ملى و امنيتى غير قابل بحث است چرا که اين مورد به هیچوجه مورد قبول فلسطينىها نيست.
هر دوره مذاكرات میان اسراییلیها و فلسطینیها بايد به تفاهمى عادلانه، دوجانبه و هماهنگ منتهی شود که اين امر باعث می شود تا اسراييل بسيار بيش از آنچه مىخواهد امتياز دهد. تلاش اسراييل براى معرفى كردن خود بعنوان كشوری خواستار صلح، این امر را اقتضا مىكند، هر چند مذاكراتى طولانى مدت داشته باشد.
«آناپوليس» آخرين نمايش از اين سرى نمايشها نيست و تاثير زيادى نيز نخواهد داشت. زيرا اکثریت فلسطينىها خواستار حضور مداوم اسراييل در سرزمينهاى اشغالى، خواه به شکل نظامی یا غیرنظامی نیستند و اين امر مانع حقيقى در مسير تشكيل كشور فلسطينى است.
سخنان «ايهود اولمرت»، نخستوزیر اسراییل در مورد آناپوليس زيباست. وى آناپوليس را كليد تشکیل دو کشور فلسطین و اسراییل خوانده كه در مسير مذاكرات تاريخى دو طرف به وقوع پیوسته است.
سخنان وی در واقع، فهرست شرطهايی است که دو هفته پیش از آناپوليس وضع شده و در راس آن انجام تغييراتى در مرحله نخست «نقشه راه» قرار دارد. تغييراتی که مربوط به متوقف ساختن شهرکسازى اسراييل بوده و این در حالیست که فلسطینیها هرگز این طرح را اجرا نخواهند كرد.
همچنين شرط شده كه فلسطینیها به يهودى بودن كشور اسراییل اعتراف كنند، امری که در صورت برپا نشدن یک کشور فلسطینی زمينه را براى نوعى پاكسازى نژادى فراهم خواهد ساخت.
مانع دیگر در مسیر اجرای طرح «نقشه راه» به تشكيل دولت انتقالى و موانع موجود در تعيين مرزها مربوط است كه اختلافات موجود و درگيرىهاى ناشى از آن ممكن است منجر به آپارتايد شود.
پرسش مطرح براى حكومت اسراييل اين نيست كه چگونه میتوان به صلح رسيد زيرا اگر برای اسراییل امنيت و صلح دو حقيقت به هم پیوسته بود، آنها میتوانستند 20 سال پيش با عقبنشينى از 22 درصد از زمينهاى مورد نظر براى تشكيل كشور اسراييل اقدام كنند. امروز با افزايش قدرت اسراييل در مقابل فلسطينیها، جامعه اسراييل از دولت خود مىپرسد که چرا ما بايد امتياز دهيم؟
ازسوی دیگر توافقنامههاى صلح منعقد شده با كشورهايى چون مصر و اردن، اصرار سوريه براى انجام مذاكره با اسراییل و همچنین روابط اسراييل با بسياری از كشورهاى عربى و اسلامى به همراه حمايت بينالمللى از آن، اين سوال را بار ديگر در اذهان اسراییلیها مطرح مىكند كه چرا ما بايد از برخی امور صرفنظر كنيم؟
اسراییلیها معتقدند که تا سال 2009 يعنى شش ماه پس از انتخاب رييسجمهور جديد ايالات متحده آمریکا، خواه از ميان دموكراتها يا از ميان جمهوريخواهان؛ فشار سياسى خاصی را متحمل نخواهند شد؛ زيرا به عقیده آنها، اسراييل تنها در دو سال ميانى دوره رياستجمهورى آمريكا با فشارهاى سياسى دست و پنجه نرم خواهد كرد.
در مورد «آناپوليس» بايد با احتياط كامل، آپارتايد را امتحان كنيم و اميد داشته باشيم كه «ابومازن» با راهنمايىهاى «تونى بلر» فرستاده كميته چهارگانه، نقش همكار مطيع را بازى كند و در صورتی که اين وضعيت نتوانست ادامه يابد مىتوان با توسل به قرار دادن آنها در برابر عمل انجام شده، از تعهدات موجود شانه خالى كرد.
تا هنگامی كه ملت اسراييل به خوبى زندگى مىكنند و از آرامش برخوردارند، هيچگونه فشار سياسى داخلى وجود ندارد كه ما را به تغيير خط مشى سياسى وادار سازد. تا زمانی که فلسطینیها نیز قانع هستند كه بهانه حفظ امنيت اقتضا میکند اسراییل سرزمينهاى اشغالى را كماكان تحت سيطره خود داشته باشد، وضعيت کنونی ادامه خواهد یافت. افزون بر این، سران اسراييل نيز نمىتوانند شادمانى خود را از وضعيت كنونى مخفى و اذعان دارند كه ما برنده شديم.