Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 4807 تاريخ: 12:26 - 02 مرداد 1387   نسخه چاپي
نقص اطلاعات بهانه اى براى توجيه شكستهاى اسرائيل
عوفر شيلح – معاريو

«ارييه شليف» كه 33 سال پيش در زمان جنگ روز كیپور، رييس واحد تحقيقات بخش اطلاعات نظامى بود، گفته: اگر  تنها یک خبر کوچک در مورد اينكه انور سادات يك اطاق عمليات براى جنگ تشكيل داده به دست ما مى رسيد، ما می توانستیم سرنوشت جنگ را تغییر دهیم.

در مورد دو سرباز اسرائيلى گولدفاسر و ريگيو نيز همين توجيه ها مطرح شده است ، مى گويند چه گونه است كه سازمانهاى امنيتى اسرائيل بعد از دو سال نتوانسته اند تشخيص بدهند كه اين دو سرباز زنده نیستند. اگر سرنوشت آنها مشخص مى شد، شايد جنگى در نمى گرفت.

حزب الله در عمليات سال 2006 نياز شديدى به ربودن چند سرباز زنده داشت ، وى از عمليات ماه اكتوبر سال 2000 به اين نتيجه رسيده بود كه در عمليات ربودن سرباز نبايد از قدرت افراطى خود در برخورد با خودروهاى نظامى استفاده كند.

در عمليات سال 2006 يك نيروى 20 نفره از حزب الله شب هنگام از مرز گذشت و به انتظار نشست و با عبور دو خودروى هامر، خودرو دومى را با انواع سلاح هدف قرار دادند تا با از بين بردن آنها عمليات ربودن ، آسانتر شود.

اما در اين اثنا يك موشك ضد زره به خودرو دوم اصابت كرد و به نظر مى رسد كه گولدفاسر كه دست راست نشسته بود و الداد ریگیف که پشت سر او بود خيلى زود كشته شدند. در اين اثنا راننده خودرو «رازق معدى» و «تومر فاينبرگ» از ماشين پياده شده و پا به فرار گذاشتند، ولى افراد حزب الله هردو آنها را كشتند و گولدفاسر و ريگيو را با خود بردند. آنها ماشين را به آتش كشيدند تا دلايل را از بين ببرند.

ولى تحليل وضعيت سلامتى اين دو، مشكلى نبود كه حكومت و افسران ستاد ارتش را در مدت 15ساعت اول به خود مشغول نمايد. بلكه مشكل اين بود كه همه دستور العملها بر اساس بازگرداندن قدرت بازدارندگى ارتش و تدوين خط آبى بود. در آن موقع فرمانده بخش عمليات و فرمانده منطقه شمالى كنونى "گادى ايزنكوت" گفت : علی رغم خشم وغضب ما از عمليات بايد به دور از تعصب و تنش با آنها برخورد كنيم. ولى به نظر مى رسد كه سخن دان حالوتس كه گفت اين حادثه يك فاجعه است و به ما اجازه مى دهد كه جوابى غير متناسب براى تغيير معادله از خودمان نشان بدهيم ، نقش تعيين كننده اى در روند جنگ داشت.

اين سؤال مطرح است كه حكومت اولمرت در صورتى هم كه اطلاعاتى مبنى بر كشته شدن دو اسير به دستش مى رسيد ، آيا به نحو بهترى برخورد مى كرد؟ نمى توان جواب مطمئنى به اين سؤال داد زيرا وى در 17 ژوئيه خطاب به مردم گفت كه وظيفه اش ايجاب مى كند كه اين دو اسير را زنده يا مرده بازگرداند.

حزب الله در هفته گذشته همانند كسى برخورد كرد كه مى خواهد انتقام سختى را از ما بگيرد. صحنه اى كه "وفيق صفا" مسئول مذاكرات حزب الله، با دستانش اشاره مى كرد كه دو اسير را بياورند، بدون اينكه تا آن لحظه سخنى از سرنوشت آنها بزند، صحنه دردناکی بود. همراهان وى نيز با اشاره وى دو تابوت سياه را در جلوى نماينده صليب سرخ گذاشتند.

در سال 2004 كه به طور رسمى اعلام شد ، دو سرباز اسير زنده نیستند، نيز شاهد همين عكس العمل های غیر منطقفی بودیم. در آن موقع تابوتها در هواپيما گذاشته شده بود و وفيق صفا هر بار از اعلام اينكه در تابوت بعدى يك سرباز مرده قرار دارد، نيز خوددارى كرد.

اين امر نشان مى دهد كه در مذاكراتهاى بعدى باید قبل از اثبات زنده بودن اسرا از شروع هر مذاكره ای خوددارى كنيم. به نظر مى رسد كه در مذاكرات آينده فقط تبادل پيكر با پيكر ممكن باشد.