رسانه هاى غربى عموما بر نقل وقايع از طرف اسرائيل بسنده كرده و بر گريه و ناله خانواده هاى اسرائيلى تمركز كرده بودند و اينكه انتظار دو ساله خانواده اسيران اسرائيلى به ناگاه به مرگ آن دو منتهى شد. و هيچ يادى از گريه و ناله خانواده هاى لبنانى و فلسطينى در تاريخ منطقه و انتظار سى ساله خانواده سمير قنطار و ساير اسرا به ميان نياورد.
به گزارش پرس تى وى - بيروت ، بيشتر رسانه هاى نوشتارى و ديدارى آمريكا كه لحظه به لحظه اين حادثه را در سايتهاى اينترنتى خود نقل مى كردند همانند نيويورگ تايمز آمريكا و تايمز بريتانيا اين خبر را فقط به صورت يك طرفه از جانب اسرائيىها نقل مى كردند و در منعكس كردن درد و رنج خانواده هاى اسرائيلى و انتظار طولانى مدت آنها كه در آخرين لحظه به يأس و نا اميدى تبديل شد، قلم فرسايى نمودند.
آنها اين عمليات مبادله اسيران را بعنوان حادثه اي كه باعث باز شدن زخمها شد، ياد كردند.
تايمز اخبار خود را با گريه و ناله فراوان خانواده هاى اسرائيلى به هنگام شنيدن خبر غير زنده بودن دو اسير اسرائيلى نقل مى كرد به گونه اى كه بيننده و شنونده فراموش مى كرد كه اين عمليات يك عمليات مبادله اسيران و مبادله اجساد بوده است و فكر مى كرد كه عمليات جديدى رخ داده و حزب الله دوباره دست به كشتن سربازان اسرائيلى زده است.
رسانه هاى فرانسوى كه معمولا به اخبار لبنان اهميت زيادى مى دهند اين خبر در اوليت دوم اخبار قرار داشت. تا آنجا كه لوموند هيچ مطلبى از اين مبادله اسيران در صفحه اول خود نقل نكرد.
رسانه هاى فرانسوى اين اخبار را على رغم حضور خبرنگارانشان در جنوب لبنان و در فرودگاه بيروت به نقل از ساير رسانه ها و خبرگزاريها نقل كردند. و از نقل زنده و لحظه به لحظه اين حادثه خوددارى كردند.
روزنامه فيگارو نيز اهميت زيادى به گريه و ناله خانواده ها اسراييلى داد در اين ميان فقط بى بى سى بريتانيا بود كه از دو طرف نقل خبر كرده بود و مبادله اسيران را هم از جانب صهيونيستها و هم از جانب لبنانى ها نقل كرد و لحظه به لحظه عمليات مبادله اسيران را گزارش مى كرد و هنگامى كه اسيران لبنانى به فرودگاه رسيدند، نيز حاضر بود. و استقبال رسمى و مراسم جشن و شادمانى لبنان را نيز منعكس نمود. و در استديوهاى خود از كارشناسان سياسى براى تحليل عمليات مبادله اسيران و عملكرد حزب الله و درگيرى با اسرائيل استفاده كرد.
در مقابل سى ان ان گزارشهاى از پيش تهيه شده را به مخاطبان خود ارائه داد. كه يك نمونه آن گزارشى بود به عنوان "سمير قنطار ، قاتلى در اسرائيل و قهرمانى در لبنان بود" كه سعى كرده بودند خود را بى طرف نشان بدهند ولى به صورت مكرر از سمير قنطار بعنوان جنايتكارى كه جمجمه كودكى را با دستان خود خورد كرده بود ياد مى كرد، در حالى كه چنين حادثه اى به هيچ وجه صحت نداشته و هر دو كودك و آن مرد در جريان تير اندازى دو طرف كشته شده بودند. و اصولا كسى كه با سربازان دشمن درگير است فرصتى براى اين كارها را ندارد.