بعد از اينكه جنگ 33 روزه جولاى 2006 تمام شد، ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل دريافت كه سخن سيد حسن نصر الله درست از كار در آمد. وى گفته بود اگر دنيا جمع شود نمى توانند دو اسير اسرائيل را از ما بگيرند مگر از طريق مذاكرات غير مستقيم يا مبادله اسرا. اين سخن قابل نقض نبود. اسرائيل تنها از اين طريق مى تواند حزب الله را به تحويل دو اسير راضى كند. وى بعدها نيز دريافت جلعاد شاليط سرباز اسرائيلى كه توسط حماس و ساير گروههاى فلسطينى ربوده شده را نمى تواند با تهديد و به زور و يا با حمله نظامى گسترده يا محدود آزاد كند، در نتيجه مجبور به مذاكره با كسى شد كه هيچ گاه او را به رسميت نشناخته بود.
با اجراى آتش بس در جنوب لبنان، ايهود اولمرت از دوست و همكار خود كه مدتى با هم ورزش مى كردند يعنى عوفر ديكل خواست كه نماينده وى در پرونده اسيران و مفقودان اسرائيلى باشد. از وى خواست كه تلاش كند ايهود گولدفاسر و الداد زيگيف و جلعاد شاليط را از دشمنانش با مذاكره پس بگيرد.
عوفر ديكل كه نايب رييس سازمان ترور شاباك بود، با درخواست دوستش موافقت كرد و تيمى از مشاوران عالى رتبه را تشكيل داد كه شامل "جلعاد ايزن" مسئول بخش اسيران ومفقودان موساد و مسئول بخش اسيران ومفقودان سازمان اطلاعات ارتش و نماينده بخش عربى شاباك مى شدند. این گروه فعاليت خود را با هدف كسب بيشترين امتياز از طرف ديگر مذاكره كننده شروع كرد.
ديكل در سال 1976حدود 26 سال داشت كه جذب دستگاه هاى امنيتى اسرائيل شد. وى زبان عربى را در همان اطاقهاى بسته دستگاه هاى امنيتى ياد گرفت. در آن موقع آوى دیختر رييس سابق شاباك و وزير امنيت داخلى كنونى همكلاسى وى بود. وى مسير كارى خود را همانند ساير افراد از يك كارمند ساده به مسئولى در اين سازمان طى كرد. ابتدا مسئول جذب نيرو در رام الله فلسطينى بود.
وى در دهه نود قرن گذشته، مدتى كار را رها كرد و در دانشگاه "بارايلان" در رشته حقوق ثبت نام كرد. شاكيد خبرنگار يديعوت احارنوت گفته بود در آن زمان "ايگال عامير" قاتل اسحاق رابين كه گفته مى شود با توجيه و به پشتوانه سازمانهاى امنيتى دست به چنين ترورى زده بود، همكلاسى ديكل بود. وى بعد از اتمام درس به شاباك بازگشت كه در آن موقع سازمان در اثر ترور اسحاق رابين دچار تنش شده بود وانتقاد و اتهامات زيادى متوجه اين سازمان بود.
در سال 1996 كه هنوز سازمان دچار تنش بود، وى بعنوان رييس بخش غير عربى شاباك انتخاب شد. و بعد از چهار سال به عنوان مسئول منطقه قدس و كرانه باخترى انتخاب شد كه مسئول كشت و كشتار تعداد زيادى از مبارزان فلسطيني كرانه باخترى و قدس به فعاليت همين سازمان برمى گردد. اين امر باعث شد كه روابط صميمانه اى با ايهود اولمرت شهردار قدس داشته باشد ، هردو آنها اهل ورزش بودند و در ورزشگاه شاباك با هم ورزش مى كردند. و همين روابط بعدا هم ادامه يافت.
عوفر روابط خوبى با يعكوف بيرى رييس سابق شاباك و معاونش جدعون عزرا داشت. يوسى ملمان كارشناس مسائل امنيتى در هاآرتس گفته بود كه ديكل در جزئيات تبادل اسرا با حزب الله، با بيرى مشورت و رايزنى مى كرد.
رشد عوفر در اين زمان رشد زيادى يافت و در سال 2003 بعنوان معاون رييس شاباك (آوی دیختر) انتخاب شد. وى مسئله عقب نشينى از نوار غزه را به عنوان جدا سازى نوار غزه از سرزمينهاى ديگر مطرح كرد. شعار وى اين بود كه آنچه كه براى امنيت اسرائيل مفيد است براى يهود مهم است.
كار وى در شاباك در سال 2004 خاتمه یافت. وى كانديداى مهمى براى مديريت شاباك به حساب مى آمد ولى در نهايت اين "يوفال ديسكين" بود كه براى اين پست مهم انتخاب شد، زيرا آوى دیختر رييس سابق شاباك على رغم روابطش با ديكل ، ديسكين را براى اين پست ترجيح داد. در اين راستا حمايتهاى آرييل شارون نيز مؤثر بود زيرا در آن زمان شارون نسبت به اولمرت نفوذ بيشترى در اين سازمان داشت.
به هر حال ديكل شخصيتى رسمى بوده و از آرامش، صبر و سكوت بالایى برخوردار است. بعد از شكست در برابر يوفال ديسكين ترجيح داد كه ازاين سازمان كنار بكشد. البته اختلاف بين اين دو در مسائل مختلف سياسى تا به امروز نيز وجود دارد. بدين جهت ديسكين با اين عمليات مبادله اسرا كه عوفر ديكل سكان دار آن بود، مخالفت مى كرد. رييس موساد "مئير دگان" نيز مخالف اين عمليات بود، وى توانست اعضاى كابينه اسرائيل را قانع كند كه اين عمليات نسبت به عملياتهاى سابق كمترين بها براى پرداختن داشته است. ولى اين سؤال مطرح است كه با شناخت سرنوشت دو اسير اسرائيلى كه مرده هستند، رقابت بين اين سه نفر چه وضعيتى خواهد داشت. از يك طرف سيد حسن نصر الله آنها را مسخره كرده بود كه اطلاعات دقيقى از سرنوشت اسيران ندارند و در ادعايشان مبنى بر مرده بودن اين دو اسير جدى نمى باشند و از طرف ديگر با مرده دانستن اين دو اسير، اين عمليات مبادله برعكس گفته هاى ديكل بهاى بسيار سنگينى داشت.