چند روز ديگر قرار است، سالگرد جنگ دوم لبنان كه توسط سه مقام حكومتى وقت اولمرت ـ پرتس ـ حالوتس به راه افتاد، با مرده ها، كشته ها و زخمىهايش جشن بگیریم. شش روز بعد از آغاز جنگ، ايهود اولمرت كه واقعا جاى تعجب دارد چرا هنوز در پست نخستوزيری است، در كنيست سخنرانى كرد. سخنرانى اولمرت بسيار طولانى و پر از شعارهاى كليشهاى و مشهور اسرائيلى بود. شعارهایى از قبیل «اسرائيل نمىپذيرد در سايه تهديدهاى موشكى قرار داشته باشد» یا «اسرائيل گروگان كسى نخواهد بود» که این شعارها هنوز هم تکرار میشود.
اين هفته فهميديم كه از انبار شعارهای اولمرت چيز زيادى نمانده و حتى مىتوان گفت هيچ چيزى از این شعارها باقی نمانده است. سخنانى كه شوراى امنيتى هيات دولت در بحث خصوصی خود از اولمرت شنيدند، هيچ جاى تردیدی در اين مورد باقى نمىگذارد. نخستوزير در اين جلسه، گزارش مفصلى از افزايش توانائى و امكانات نظامى حزبالله به دست آورد. وى فهميد كه مهمات موشكى حزبالله در اين مدت سه برابر بيشتر از قبل از جنگ شده است. وى از امكاناتى كه در اختيار حزبالله هست، مطلع و با برنامه و عملكرد حزبالله آشنا شد. اولمرت از نحوه آمادهسازی حزبالله در برابر حمله احتمالى اسرائيل و از اموری كه ارتش اسراییل در هنگام هجوم ممكن است با آن مواجه شود و از وضعيت مناطق شمالى و جنوبى در اين جنگ احتمالى خبردار شد.
اين گزارش، تصويرى واضح از هر چيزى كه نزد حزبالله است و فاسد نشده يا زنگ نمىزند را در اختيار حكومت قرار مىدهد. حزبالله كه براى يك لحظه نيز آرام و قرار ندارد، این بار كارهايش را بدون صدا انجام مىدهد و نيازى هم نمیبیند كه اقداماتش را در منطقه مرزى انجام بدهد.
در اين جلسه از همكارى بسيار نزديك افراد حزبالله با سوريه و ايران اطلاعاتی مطرح شد که اين همكاریها بسيار فراتر از مسائل نظامى است. به عبارت ديگر ما دوباره به وضعيتى بازگشتيم كه در سايه موشكها به سر ببريم و به گفته اولمرت ما دوباره به حالتى برگشتيم كه اسرائيل در آن گروگان و اسير خواهد بود.
ارتش ادعا مىكند كه دادهها و اطلاعات زیادی در مورد حزبالله دارد که این اطلاعات بسيار واضحتر از دوران قبل است، ولى چه دليلى وجود دارد كه اين سخنان همانند سخنان گذشته براى سرپوش گذاشتن بر اشتباهات نباشد؟! به دنبال هر اشتباه، هزاران صفحه گزارش همانند گزارش وينوگراد تهیه میشود و سپس دريایى از اظهار نظرها را مىشنويم.
اسرائيل در منطقهاى به سر مىبرد كه به طور مستمر به انباشت سلاح مشغول است و جداى از همه اين اظهارنظرها، توانائى اسرائيل در مقابله با انباشت سلاح نزد حزبالله در لبنان، حماس در نوار غزه، سوريه در مرزهاى شمالى، ايرانىها در مرزهاى دور، و حتى مصریها و عربستانىها بسيار محدود است. دقيقا همان وضعيتى كه قبل از جنگ دوم لبنان نيز وجود داشت. همه استراتژيستها نيز به اين امر واقف هستند و اين موضوع را هر كسى كه عقل سالمى در سر دارد، مىداند و در عین حال خوب مىداند كه جملهای مانند «بگذاريد ارتش اسرائيل پيروز شود» تنها یک شعار است.
در سايه اين انباشت سلاح در مرزهاى ما تنها كارى كه بايد انجام بدهيم اين است كه كنفرانس تشكيل داده و در اين كنفرانسها از خود پذیرایی کنیم يا به قول يكى از برنامههاى تلويزيونى بهترين راه براى مقابله با حزبالله اين است كه مرزهاى شمالى خود را تا حيفا عقب بكشيم كه حزبالله نتواند به اين طرف مرز موشك شليك كند.