در فيلم اسرائيلى افرايم كيشون به نام "صالح شبطاى" قهرمان فيلم بارها در ميان فيلم مى گويد كه "صبر كنيد ما داريم فكر مى كنيم ولى به عقب" ، ظاهرا ما در اسرائيل عادت كرديم به عقب فكر كنيم اول كارمان را انجام بدهيم و سپس براى جبران عواقب آن فكر كينم ، ما فكر نمى كنيم كه چگونه در آينده برنامه بريزيم كه اشتباه نكرده و بعدا پشيمان نشويم.
كميته وينوگراد را تشكيل داديم كه علل و اسبابى كه باعث شد جنگ دوم چنين نتايجى را داشته باشد را بررسى كند، صدها و هزاران صفحه گزارشهاى مختلف تهيه شد ولى اى كاش اين كار را قبل از اقدامامان انجام داده بوديم و اكنون اين گزارش هفتاد صفحه اى در داخل كشوى در داخل كمدى بدون هيچ استفاده اى قرار داده شده است. بدين جهت به نظر مى رسد كه همه اقدامات ما رو به عقب است.
در اين مورد بايد گفت كه برخى اقدامات كليشه اى و تكرارى نتايج مصيبت بارى خواهند داشت، بعنوان مثال بحث كوچه و بازارى حمله نظامى اسرائيل به پايگاههاى هسته اى ايران را بايد ذكر كرد. اين عمليات به سادگى عبارت اين است كه خلبانان قهرمان ما و كوماندوهاى شجاع ما در كوتاهترين مدت بيشترين تعداد از پايگاههاى هسته اى ايران را مورد حمله قرار مى دهند، البته در اين مدت ممكن است موشكهاى ايرانى نيز اسرائيل را هدف قرار بدهد.
ولى در حقيقت اين بحث بايد در مورد نتايج چنين حمله اى باشد . آيا مى توان موفقيت و تحقق اهداف چنين عملياتى را با آرى و نه پاسخ داد. آيا در صورتى كه همه پايگاههاى هسته اى ايران هدف قرار بگيرند، آيا واقعا برنامه هسته اى ايران چند سال به تاخير مى افتد؟ در نگاه اول همه چيز خوشآيند است به گونه اى كه همه گمان مى كنند كه با اين كار همه مشكلات اسرائيل حل خواهد شد، ولى مشكل اينجاست كه دنيا در آن زمان متوقف نخواهد شد و بعد از بازگشت نيروهايمان به خاك وطن ، ماجراهاى زيادى ادامه خواهد داشت.
نتايج سياسى و فرهنگى چنين جنگی چه خواهد بود بخصوص در حالتى كه ايالات متحده يا ناتو طرفى در اين جنگ باشند. حتى در صورتى كه فرض كنيم موشكهاى ايرانى، شهرهاى اسرائيل را هدف قرار ندهد و حتى در صورتى كه فرض كنيم قدرت تخريبى اين موشكها پايين باشد، ما با چه وضعيتى روبرو هستيم. در جنگ دوم لبنان ما كشف كرديم كه موشكهاى با برد بلند مشكلى مهمى نيست ولى ما در همان جنگ دريافتيم كه موشكهاى با برد كوتاه براى مدتى بلند مشكل غير قابل تحملى است.
چرا در اسرائيل هيچ كس به اين مسئله فكر نمى كند كه ممكن است چنين جنگى موجى از تروريسم اسلامى را به دنبال داشته باشد؟ چرا در اسرائيل هيچ كس به اين فكر نيست كه ايران ممكن است در كمترين مدت برنامه هسته اى خود را تكميل كرده و بخواهد از بنيادهاى اقتصادى اسرائيل انتقام سختى بگيرد؟ صحيح است كه احمدى نژاد هر از چند گاهى اسرائيل را تهديد مى كند ولى به نظر مى رسد كه اين تهديد ها با اهداف تبليغاتى داخلى مى باشد. و اين امر از حمايت نخبگان ايران برخوردار نمى باشد. مسلما اختلاف زياد بين حمله اسرائيل به عراق در سال 1982 و حمله به ايران خواهد بود.
اين دو وضعيت مشابه نيستند. حمله اسرائيل به ايران ، ممكن است گام اولى در يك جنگ دينى فراگير در منطقه باشد. ما سخن از حمله اى مى زنيم كه برنامه هسته اى ايران را براى چند سال متوقف مى سازد آيا بعد از جنگ دوم لبنان نيز سخن از آن نبود كه ما توانستيم به حزب الله ضربه اى بزنيم كه بازسازى قدرت نظامى حزب الله به چند سال نياز داشته باشد. ولى به نظر مى رسد كه اكنون وضعيت حزب الله بسيار قويتر از آن سالها است.
در مورد ايران نيز كه كشور بسيار گسترده اى است و منابع نامحدودى نيز دارد به نظر مى رسد كه بازسازى و ترميم چنين ضرباتى دشوار نباشد. بدين جهت تكروى در برخورد با برنامه هسته اى ايران به هيچ وجه نمى تواند نتايج و اهداف مطلوب را تامين نمايد.