Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 4607 تاريخ: 20:12 - 20 تير 1387   نسخه چاپي
جايگاه عربستان در روابط لبنان و سوريه کجاست؟
ابراهيم الامين ـ الاخبار

به دور از سر و صداى رسانه‌ها، بحث مهمى مطرح است كه در مورد آينده روابط سوريه و لبنان در ابعاد مختلف آن است. همه مطمئن هستند كه انتخاب ميشل سليمان به رياست جمهورى باعث مى‌شود روابط لبنان و سوريه بهبود زيادى یافته و به حالت طبيعى نزديك شود. روابط خوب بين ميشل سليمان و بشار اسد رييس‌جمهور سوريه باعث مى‌شود بسيارى از امور فيمابين به حالت طبيعى بازگردد. البته طبيعى است كه گروه 14 مارس از اين امر نارضى باشند و عدم رضايت آنها به مسائل متنوعى باز مى‌گردد كه پرونده ترور رفيق حريرى در واقع عنوان علنى و رسانه‌اى آن است. در عين حال نبايد فراموش كنيم كه فواد سنیوره به عنوان نماينده رسمى اين گروه در حكومت نقش بسيار مهمى در بهبود اين روابط و بازسازى و اصلاح و ترميم نقاط ضعف  برعهده دارد.

علل زيادى براى دلگيرى سوريه از سنیوره وجود دارد. اول اختلاف سياسى بين تيم وى و سوريه و فحاشى آن تيم در صحنه ديپلماتيك، دوم كشاندن اختلافات به روابط بين سوريه و عربستان بخصوص با توجه به اينكه هنوز سخنان منفى از عربستان و پادشاه آن و افراد دربار شنيده مى‌شود. شدت لحن كلام اطرافيان دربار سعودی بهترين گواه وخامت روابط بین سوریه و عربستان است كه به مسائل زيادى ربط دارد. اول اتهام سوريه به دست داشتن در ترور رفيق حريرى و دوم مهيا كردن زمينه براى توسعه نفوذ ايران در لبنان و منطقه و سوم تحريك گروه‌هاى فلسطينى علیه عربستان و ساير كشورهاى عربى و چهارم ايجاد روابط با برخى كشورهاى حاشيه خليج فارس (قطر) بدون اينكه با عربستان هماهنگی صورت گرفته باشد و پنجم امورى كه براى مقامات عربستان حالت شخصى و خصوصى دارد.

بدين جهت است كه عربستان اكنون در سايه اوضاع كنونى بازنده اصلى است. همين كافى است كه بگويیم عربستان بعد از انتخاب رييس‌جمهور نمى‌تواند در تعيين سياست‌هاى كلان در لبنان نقشى داشته باشد. البته رييس‌جمهور و گروه‌هاى اپوزيسيون به نقش بالاى عربستان در لبنان اعتراف دارند ولى جريان مسائل سياسى و غير سياسى در لبنان به سمتى ديگرى پيش مى‌رود، زيرا بهبود روابط لبنان و سوريه، بسيارى از پرونده‌هاى سياسى و امنيتى و داخلى و خارجى لبنان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

در مقابل، عربستان از هم‌پيمانانش مى‌خواهد كه مدت بيشترى پايدارى كنند تا بلكه اين يك سال باقيمانده سپرى شده و پارلمان كنونى در اين مدت تغيير نكرده تا بعد از اين مدت بتوانند امور را به نحو ديگرى در لبنان تغيير بدهند. به همین دلیل است كه برخى از سران گروه 14 مارس دوباره سخن از تغيير و تحولات بزرگى در منطقه طى ماه‌هاى آینده سر مى‌دهند؛ بدون اينكه به ساير پرسش‌ها در اين مورد پاسخ بدهند. آنها مى‌گويند كه به زودى ايران مورد حمله قرار مى‌گيرد و به سوريه نيز حمله نظامى خواهد شد و همه امور در منطقه به ناگاه تغيير كرده و اولين نتايج را در لبنان و فلسطين و عراق خواهيم ديد.

بدور از اين پيشگوئى‌ها و تحليل‌ها در مورد عملكرد حكومت آمريكا در اين مهلت باقيمانده، بايد گفت كه بهبود روابط لبنان و سوريه از هفته آينده در پاريس شروع خواهد شد، زيرا در حاشيه كنفرانس اتحاديه مديترانه قرار است دو رييس‌جمهور لبنان و سوريه، به دعوت رييس‌جمهور فرانسه با هم ديدارى داشته باشند. اين ديدار مسلماً ديدارهاى دو طرفه‌اى را به دنبال خواهد داشت. اين امر در حالى صورت مى‌گيرد كه ابعاد مختلف روابط اين دو كشور همسايه هنوز مشخص نیست.

در روابط لبنان و سوريه، ابعاد ديپلماتيك آن و از سرنوشت شوراى عالى روابط سوريه و لبنان گرفته تا معاهدات و پيمان‌هاى مختلف در زمينه‌هاى اقتصادى، امنيتى، مالى بخصوص در پرونده‌هاى امنيتى متعلق به تماميت ارضى لبنان از جمله پرونده ترسيم خطوط مرزى بين سوريه و لبنان بايد مشخص شود. در اين زمینه مسئله مورد اهتمام غرب تنها منع انتقال سلاح به حزب‌الله از طريق مرزهاى سوريه است که مطرح خواهد شد.

از لحاظ روابط ديپلماتيك، سوريه موافقت كرده كه روابط ديپلماتيك عادى را با لبنان آغاز كند و سفارت سوریه را در بيروت و سفارت لبنان در دمشق نيز بازگشائى خواهد شد، ولى مشكل اينجاست كه با توجه به وجود ده‌ها هزار كارگر و مسافر سوريه‌ای در لبنان اين نياز احساس مى‌شود كه سوريه كنسول‌گری‌هاى متعددى را در شهرهاى مختلف باز كند تا به مسائل مربوط به اتباع خود در لبنان، مسائل تجارى و اقتصادى فيمابين اهتمام ورزد. در مقابل طبيعى است كه صداى معترضان بلند شود كه اين كنسولگرى‌ها در واقع مراكز كنترل امنيتى سوريه براى انجام فعاليت‌هاى سياسى و امنيتى خواهد بود و صد البته سخنان آنها در مورد افرادى كه در اين كنسولگرى‌ها فعاليت خواهند كرد، بسيار زیاد خواهد بود.

از لحاظ اقتصادى، اين امر قطعى است كه بهبود روابط بين سوريه و لبنان و تعامل پاياپاى در زمينه‌هاى اقتصادى و تجارى كاملا به نفع شهروندان لبنانى خواهد بود، زيرا نيم مليون نفر از شهروندان لبنانى، ساكن كنار مرز سوريه هم اكنون از بازار سوريه براى خريد مايحتاج خود استفاده مى‌كنند. اصولا سوريه منبع خريد بسيارى از محصولات داخل لبنان است. بدين جهت تجارت پاياپاى كاملا به نفع لبنان است زیرا قيمت‌ها در سوريه ارزان‌تر از لبنان است، هرچند كه مدتى است قيمت‌ها در سوريه افزایش یافته و به قيمت‌هاى بيروت بسيار نزديك شده است.
 
اما پرونده حساسى كه مدتهاست مطرح شده مسئله ترسيم خطوط مرزى است. در لبنان بر اين باور هستند كه ترسيم خطوط مرزى در مناطق مشترك بين لبنان و فلسطين اشغالی و سوريه باعث مى‌شود كه مزارع شبعا به لبنان داده شود، ولى اين مسئله از آن جهت براى اسرائيلى‌ها مهم است كه واگذارى اين منطقه به لبنان باعث مى‌شود كه مرزهاى سوريه بر اساس مرزهاى سال 1923 كه طى معاهده‌اى استعمارى توسط فرانسه و انگليس ترسيم شده مقرر گردد و اين معاهده و اين مرزها در واقع خيلى از سرزمين‌هاى واقع بلندى جولان كه از نظر تاریخی سوريه بر آنها مسلط بوده ولى اسرائيل در جنگ سال 1967 آن را اشغال كرده و به زور از دست سوريه گرفته است را جزء خاك سوريه نشناسد. اين سرزمين‌ها اهميت زيادى دارد و باعث مى‌شود سوريه نتواند به درياچه طبريا كه قبلا از جنگ 1967 از آب آن استفاده مى‌كرد، دست يابد.

از طرف ديگر هدف غرب در ترسيم مناطق مرزی كه با اسرائيل در آن درگير است، اين است كه نيروهاى حافظ صلح در آن مستقر شده و بتوانند هرچه بيشتر مقاومت را محاصره كنند. در اين مورد برخى از اطراف بين‌المللى نقشه‌ها و برنامه‌هاى زيادى دارند كه نبايد از کنار آن بی‌اهمیت عبور کرد.