عران عنصبون و ميكى روزين ـ اهرونسون كارمندان شوراى امنيت ملى در قدس به سمت وزارت ساختارهاى اساسى حركت كردند.
قرار بود اين دو در مراسم قدردانى از منون زريجى مشاور مدير كل وزراتخانه مربوطه شركت كنند. هركدام از اين ها از يك راه به سمت وزارت ساختارهاى اساسى واقع در برج «ابواب مدينه» در قدس حركت كردند.
عتصبون در مسير خود، سر و صداى آژير آمبولانسها را شنيد و احتمال داد كه تصادفى رخ داده باشد، ولى سرنوشت روزين ـ اهرونسون چيز ديگرى بود. وى هنگامى كه خواست وارد پاركينگ شود با بلدوزر حسام دويات روبرو شد. وقتى حسام او را ديد با اشاره به او فهماند كه مىتواند وارد سبقت بگيرد، ولى هنگامى كه روزين خواست وارد پاكينگ شود، حسام پايش را روى گاز گذاشت و او را به زير گرفت. هيچكس به فرياد او نرسيد. حسام كمى به عقب بازگشت و دوباره ماشين روزين را زير گرفت و در هر دوبار همه فقط اين ماجرا را تماشا مىكردند و هيچ كس به فرياد او نرسيد، ولى بار دوم ماشين از وسط نصف شد و روزين توانست از داخل ماشين فرار كند و به زودى به كارش در دفاتر شوراى امنيت ملى باز خواهد گشت بدون اينكه كسى واقعا به امنيت ملى ما بهاى داده باشد.
آوى ديختر؛ يك وضعيت خاص
در همان زمانى كه حسام دويات با بلدوزر در قدس به كشته و زخمى كردن رهگذران مشغول بود، آوى ديختر خود را آماده كنفرانس خبرى بسيار مهمى مىكرد تصميم داشت در آن كنفرانس ضربه هولناكى به ایهود اولمرت، همحزبى و همكارش بزند. وى تصميم داشت به ايهود اولمرت بگويد كه حكومت را رها كند و حق ندارد در انتخابات داخلى حزب كاديما دوباره شركت كند تا دوباره به سر پست خود باز گردد. مقرر شده بود اين كنفرانس در ساعت دو بعد از ظهر برگزار شود تا خبر قبل از اخبار نيم روزى آماده شده و خبر آن در همه رسانه ها بپيچد. وى بايد اين بار اشتباه دفعه گذشته خود را جبران مىكرد. دفعه گذشته كه وى در مورد گزارش وينوگراد نقشه توطئه را علیه اولمرت چيده بود، دچار تردد شد. آوى ديختر مرد بسيار شجاعى است. سالها در واحدهاى مخصوص ستاد ارتش و در شاباك فعاليت مىكرد و در همه اين سالها ترس به دلش خطور نكرد، ولى صحنه سياست يك صحنه ديگرى است كه خود را شايد در آن غريبه مىبيند. در آن موقع تردید و دو دلى وى يك اشتباه سياسى خوانده شد. وى تصميم داشت امروز اين اشتباه خود را جبران كند،
با این حال در سياست به كمى شانس هم نياز هست، ولى آفى ديختر آن روز يعنى ظهر چهارشنبه شانس نداشت. همه چيز روال عادى را داشت، ولى حادثه آن روز باعث شد كه نزديكان اولمرت كه همه چيز را در حال از دست دادن مىديدند ، سوار بلدوزر حسام دويات بشوند و به بيانيه غير منتظره ديختر بتازند. همه آنها يك صدا ديختر را مورد انتقاد قرار دادند كه چگونه وى در اطاق مجهز و خنكى در كنيست مىنشیند و به حرف زدن مشغول مىشود، در حالى كه مردم چند كوچه بالاتر كشته و زخمى مىشوند.
وى كه وزير امنيت داخلى هست به خود زحمت نمىدهد كه از مردم معذرتخواهى كرده و كنفرانس را به زمان ديگرى موکول کند. توجيههاى ديختر مبنى بر اينكه به محض شنيدن خبر به آنجا حركت كرده است، نيز نتوانست حملات آنها را متوقف كند. آنها مىگفتند كه ديختر كسى است حتى در تعيين بازرس كل ارتش نيز عاجز ماند و كسى را انتخاب كرد كه به هيچ وجه قدرت مديريت ندارد و اكنون مىخواهد جاى اولمرت را بگيرد در حالى كه وى شايستگى وزير شدن هم ندارد.
نزديكان اولمرت كه هيچ چيز براى باختن ندارند، مىگويند باراك حتى در پروازش به يونان هم دست از انتقاد از اولمرت بر نمىدارد و هر جا كه مشكلى پيش مىآيد و حادثهای رخ مىدهد خيلى زود اولمرت را متهم مىكند. آنها كسانى كه در حزب اولمرت خواهان جانشينى وى در پست نخستوزيرى هستند را «ديخترىهای کوتوله» مىنامند كه مىخواهند نخست وزير بشوند. ديختر به نظر آنها يك شخص حقيقى نيست، بلكه يك شخصيت اعتبارى است كه شرايط باعث شده بتواند خود را مطرح كند. وى اكنون به گونهاى برخورد مىكند كه گويا هيچ اتفاقى نيافته است.
ديختر نيز در دفاع از خود گفت که چگونه بارها براى دنبال كردن حوادث امنيتى، محل حضورش را ترك كرده و چگونه در هنگام عمليات عيد پاک، 30 شخصيت مهمان خود را در منزل را رها كرده است.
مشخص نيست كه در اين حادثه حق با كيست؟ شايد همه مقصر باشند. اين وضعيت كنونى اسراییل است. نخستوزير و وزير دفاع يعنى اولمرت و باراك تلاش مىكنند با تمام توان يكديگر را خفه كنند. وزير دفاع توطئهچينى مىكند تا بلكه بتواند كرسى نخستوزيرى را از اولمرت بگیرد. ليونى وزير خارجه نيز مدتهاست براى اين مسئله برنامهريزى مىكند. وزير راه و ترابرى كه قبلا وزير دفاع بوده است، تلاش دارد بر حزب كاديما مسلط شود و در پشت همه اين دعواها مىشنويم كه اين حكومت مصمم است به ايران حمله كند. آتشبس در نوار غزه وضعيت شکنندهای دارد. گلعاد شالیت سرباز اسرائيلى هنوز نزد حماس اسير است. هرج و مرج بر حكومت اولمرت حاكم است. در كينست هيچ ائتلافى حاكم نیست. حزب كار لايحهاى را تصويب مىكند كه هر گونه عقبنشينى از بلندیهاى جولان بدون همه پرسى مردمى ممكن نباشد.
همه دنيا اكنون به اين حكومت بى در و پيكر نگاه مىكنند؛ حكومتى كه نمىتواند خودش را اداره کند و احتمالا همين ضعف در مورد حكومتهاى آينده نيز صادق است و نخستوزير آينده نيز به همين سرنوشت دچار خواهد شد. همه با هر گونه تغييرى در وضعيت اين حكومت نيز مخالفند، زيرا مىترسند به ضررشان تمام شود.
حكومت هيچ تاثير داخلى ندارد. وزرا هيچ صلاحيت كافى ندارند و پليس، بازرسهاى كل ـ كاغذبازى و دادگسترى در همه چيز دخالت مىكنند. نظرسنجىهاى هفتگى، رسانههای هجومى، تحقيقات پليس، ضرورت ائتلاف و عدم قدرت كافى احزاب مستقل، باجخواهى احزاب كوچكى مانند شاس، فساد منتشر شده همه نقش تخريبى دارند.
اينها در حالى است كه دولت، ايران را به طور مستمر تهديد مىكند. برخى عقيده دارند كه نشر خبر مربوط به مانور هوائى هواپيماهاى اسرائيلى در سواحل يونان توسط كسانى صورت گرفته كه نمىخواهند بوش دست به اقدامات غير منتظرانه در آخرين روزهای حكومتش بزند، زيرا اين اقدامات انتقادات جهانى زيادى را به دنبال خواهد داشت و باعث افزايش بيشتر قيمتها در جهان مىشود و بدين جهت مذاكرات با سوريه براى كاهش تنشها بين اسرائيل و سوريه كاملا ضرورى است؛ زيرا ورود سوريه به همراه حزبالله و ايران عليه اسرائيل به هيچ وجه براى اسرائيل قابل تحمل نیست.