Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 4218 تاريخ: 02:34 - 29 خرداد 1387   نسخه چاپي
نوک پیکان جنگی ایران
دیوید اگناتیوس ـ الشرق الاوسط

بگذارید خودمان را لحظه‌ای به جای سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران ایران بگذاریم. سلیمانی که معروف است به آرامی و با طمانینه سخن می‌گوید تفاوت زیادی با احمدی‌نژاد دارد که معمولا سخنانی آتشین بر زبان می‌راند. سلیمانی همچنین در صورت بروز مواجهه میان ایران و آمریکا نقشی اساسی در این نبرد ایفا خواهد کرد.

می‌توان گفت سلیمانی نوک پیکان جنگی ایران است، بطوریکه مسئولیت فعالیت‌های محرمانه ایران در داخل لبنان، عراق، افغانستان و چند کشور دیگر را بر عهده دارد. وی همچنین روابط ایران با حزب‌الله و حماس را بر عهده دارد. دولت بوش، شاخه نظامی و نخبه‌ای که در دل سپاه پاسداران زیر نظر سلیمانی است را جزو سازمان‌های تروریستی قلمداد کرده است. اضافه بر این سلیمانی یکی از بارزترین‌ترین استراتژیست‌های سیاست خارجی ایران است. سلیمانی گزارش‌های خود را شخصا به آیت‌الله علی خامنه‌ای تحویل داده و حقوق خود را مستقیما از دفتر رهبر انقلاب اسلامی دریافت می‌کند.

سلیمانی اطمینان زیادی به نیروی رو به افزایش ایران در منطقه دارد و این موضوع را یک مسئول عربی که به تازگی با وی ملاقات داشته گفته است.

فرمانده سپاه قدس معتقد است علیرغم اینکه آمریکا در عراق تضعیف شده ولی هنوز بسیار قدرتمند است. وی در برابر برخی از دیدارکنندگان با خود گفت که معتقد است اهداف ایران و آمریکا در داخل عراق مشابه یکدیگر هستند، هر چند که در سخن، روابط تندی میان طرفین به چشم می‌خورد. وی اهمیت زیادی به مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عراق نداده و ترجیح می‌دهد تا پایان ریاست جمهوری جورج بوش صبر کند تا شاید روش و عملکرد گروه بعدی همخوانی بیشتری با ایران داشته باشد.

در این زمینه یک مسئول عربی که به شکل منظم با سلیمانی دیدار دارد، می‌گوید: « اعتماد به نفسی که اعضای سپاه قدس دارند تا اندازه‌ای است که گمان می‌کنند آنها همه چیز هستند و هر کسی غیر از آنها، حاشیه‌ای است».

از سوی دیگر، سلیمانی توانایی زیادی در تعامل با شرایط عراق و در نظر گرفتن منافع ایران دارد. بارزترین مثال در این زمینه هنگامی بود که در ماه مارس گذشته حمله به بصره رخ داد و نوری المالکی نخست‌وزیر عراق، ارتش المهدی و مقتدی صدر را مورد هجوم خود قرار داد. علیرغم اینکه ایران از صدر حمایت می‌کرد ولی به سرعت از نوری المالکی طرفداری کرد. سلیمانی شخصا نقش میانجی را ایفا کرده و باعث بازگشت آرامش به بصره شد.

افراد نزدیک به سلیمانی تاکید می‌کنند که حمایت همزمان از مالکی و صدر یکی از ویژگی‌های سلیمانی است. وی به جای اینکه مانند عادت آمریکایی‌ها به یک هم‌پیمان اکتفا کند،‌ در شرایط مختلف حداقل دو هم‌پیمان را برای خود نگاه می‌دارد. وی از این طریق می‌تواند فرصت‌های ایران را افزایش داده و از خطرات پیش روی آن به بهترین نحو ممکن بکاهد.

تلاش سلیمانی برای استفاده از فرصت‌ها در جریان بمباران فشرده «منطقه سبز» در ماه مارس باعث شد تا ارتش المهدی در شهر صدر مجهز به موشک‌های 240 میلی‌متری و خمپاره‌های هاون شده و بتواند اهدافی را با دقت زیاد برای آنها مشخص کند که در نتیجه آن تعداد تلفات آمریکایی‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.

یک روز پس از بمباران، ژنرال دیوید پترایوس پیامی شفاهی را از طریق جلال طالبان رییس‌جمهور عراق برای سلیمانی فرستاد با این مضمون که «موشک‌باران منطقه سبز را متوقف کنید».

این تاکتیک‌های ایران که بر موجی از آرام‌سازی و تندی سوار است، توجه رایان کروکر سفیر آمریکا در عراق را جلب کرد بطوریکه وی در برابر خبرنگاران گفت: «ایران افراد مسلح ارتش المهدی را از منطقه سبز و بصره خارج کرد ولی هنوز مشخص نیست که آیا دوره شبه‌نظامیان در عراق خاتمه یافته یا این اقدام تنها اقدامی تاکتیکی بوده است».

سوالی که در اینجا پیش می‌آید این است که حجم نقشی که سلیمانی در برنامه هسته‌ای ایران ایفا می‌کند تا چه اندازه است؟ به نظر می‌رسد که دولت بوش تصمیم گرفته فشارهای خود علیه ایران ظرف چند ماه آینده را افزایش دهد. در مقابل علیرغم التزام ایران به برنامه هسته‌ای خود و همچنین با توجه به شرایط عراق و لبنان، آنها هنوز برای ورود به مواجهه مستقیم با واشنگتن در تردید هستند.

اکنون تصور کنید که شما به جای قاسم سلیمانی فرمانده شاخه محرمانه سپاه پاسداران هستید که در سراسر خاورمیانه مستقر هستند. شما در مورد اینکه آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را دارد، اندکی تردید داشته و از این امر مطمئن نیستید. بر این باور هستید که آمریکا نمی‌تواند در سال انتخاباتی، خود را ضعیف نشان دهد ولی در عین حال از این موضوع نیز مطمئن نیستید و امکان اطمینان حاصل کردن نیز ندارید. شما به خوبی درک می‌کنید که ایران قدرتی خاموش دارد و در عین حال چگونه ممکن است چنین فرصتی را با دست زدن به اقدامات به دور از حکمت از دست داد. علاوه بر این شما می‌دانید که اعراب حتی در داخل عراق از دخالت‌های تهران در تنگنا قرار گرفته‌اند.

در این شرایط شما صبر می‌کنید تا تحولات و نتیجه آنها مشخص شود و در عین حال خود را آماده می‌کنید که در صورت مورد حمله واقع شدن، پاسخی شدید بدهید ولی طبق شروطی که خود تعیین می‌کنید نه دشمنتان.