احمدىنژاد با اظهارنظرهاى خود بهانه خوبى را به دست برخى از مقامات اسرائيلى داده تا بخاطر منافع شخصى و حزبی خود سخنانی ایراد کنند كه برخى از آنها هيچ منفعتى ندارد و برخى ديگر كاملا احمقانه است و بقيه آنها نیز به ضرر اسرائيل است.
البته اين امر بدان معنى نيست كه دستيابى ايران به سلاح هستهاى خطرى براى ايران نيست، ولى در هر حال احمدىنژاد، هيتلر نبوده و ايران نيز آلمان نازى نیست. در هر حال دستيابى هر كشور جهان سومى در همسایگی اسراییل به سلاح هستهای، نيز خطرناک است. در اين راستا هر كارى كه بايد، انجام خواهيم داد ولى نه به صورت علنى.
مشكل اين است كه سياستمداران اسرائيلى، مسئله هستهاى ايران را تنها به خاطر اهداف و منافع حزبی و گروهی خود در بوق و کرنا کردهاند.
اولا: سياستمداران اسرائيلى مسئله جنگ با ايران را طى دو سال اخير به صورت مكرر در اظهارنظرهاى خود به عنوان
خطر فورى و تهديد آنى مطرح نمودهاند تا بهانهاى داشته باشند كه هيچ اقدامى را در مورد نوار غزه انجام ندهند. چرا بخواهيم خود را در باتلاق نوار غزه غرق كنيم در حالى كه هر لحظه ممكن است جنگى در شمال رخ بدهد در حالی که احمدىنژاد نیز هر بار به اين جنگ اشاره مىكند؟!
دوم: یادآوری مستمر تهديدات ايران بهانه خوبى براى سياستمداران اسرائيل است تا مسئله واگذارى بلندیهاى جولان به سوريه را مطرح كنند؛ زيرا به ادعاى اين سياستمداران هيچ چيزى بهتر از مخدوش كردن پيمان بين سوريه و ايران نیست و تنها با دادن بلندیهاى جولان به سوريه است كه مىتوان این کشور را به دورى از ايران تشويق كرد. برخى از سياستمداران نيز همين ادعا را دارند، آنها مىخواهند 30 هزار شهروند اسرائيلى را از خانههايشان بيرون كنند و سرزمينهايشان را به سوريه بدهند و سپس ادعا مىكنند كه اين بهاى كمى است براى اينكه بتوان خطر هستهاى ايران را از خود دور كنيم. نمىدانم دادن بلندیهاى جولان به سوريه چه ارتباطی به برطرف شدن خطر تهديدات هستهاى ايران دارد!
سوم: اظهارنظرهاى احمدىنژاد بهانه خوبى را به اولمرت و ساير سياستمداران مىدهد كه از انجام انتخابات پيش از موعد طفره رفته و آن را به وقت ديگرى موكول نمايند. حكومت اولمرت كه شكست سهمناكى در مديريت جنگ دوم لبنان به نام خود ثبت كرد، هيچ اقدامى براى دفاع از شهروندان مرزهاى جنوبى (كنار نوار غزه) انجام نداده است. سياستمداران طرفدار اولمرت ادعا مىكنند كه بايد فرصت كافى را براى اين حكومت بوجود آورد تا تهديدات ناشى از ايران را خنثى كنند و اكنون در سايه تهديدات ايران وقت مناسبى براى انجام انتخابات پيش از موعد نیست.
در هر حال تمام اظهارنظرهایى كه در مورد ايران بيان مىشود در يك موضوع مشترك است و آن ایجاد ترس از قدرت نظامى و هستهاى ايران است كه ملت اسرائيل تصميم دارد از اين اظهارنظرها ترسى به خود راه ندهد. ولى در اين ميان اظهارنظرهاى مقامات اسرائيلی مبنى بر ضرورت دخالت نظامى ايالات متحده براى توقف خطر هستهاى ايران براى اسرائيل خيلى مضر است، بخصوص سخنانی كه از داخل آمريكا بيان شده است. اين اظهارات به روابط اسرائيل و ايالات متحده آسيب بسيارى مىزند زيرا اين امر بدان معنى است كه اسرائيل مىخواهد آمريكا را به باتلاق ديگرى، علاوه بر باتلاق عراق بكشاند، زيرا همه اسرائيل را متهم كردهاند كه آمريكا را در باتلاق عراق غرق کرده است. ما هيچ نيازى نداريم كه اين اتهامها را بيشتر كنيم.
به هر حال دعوتها و فراخوانهاى علنى سران اسرائيل براى انجام اقداماتی علیه برنامه هستهاى ايران هيچ فايده فورى نخواهد داشت، مقامات آمريكائى خوب مىدانند كه برنامه هستهاى ايران چيست هر چند كه اختلافنظرى بين گزارش سازمانهاى امنيتى اسرائيل و آمريكا در اين مورد وجود دارد و بهتر است اين اختلافات به صورت محرمانه حل شود. سلاح هستهای ايران نه فقط تهديد و خطرى براى همه خاورميانه و اسرائيل است، بلكه تهديد و خطرى براى همه دنيا و از جمله خود ايالات متحده است. با این حال آمريكا تمايل دارد آنچه را كه به نفع خود است را بر اساس ديدگاههاى خود حل كند و هرگونه اعمال فشارى توسط اسرائيل بدون زمينهسازى و آماده كردن افكار عمومى ايالات متحده هيچ تاثيرى ندارد.
بدين جهت اين گونه سخنان هيچ نتيجهاى در بر ندارد و فقط ممكن است برخى منافع آنى سياستمداران را تامين كند و نمىتوان بخاطر برخى منافع شخصى اولمرت، منافع دراز مدت اسرائيل را تهديد كرد.
در پايان به نظر مىرسد كه هيچ راهى وجود ندارد كه بتوان سياستمداران خود را از بهرهبردارى شخصى از موضوع پرونده هستهاى ايران منع كرد، بخصوص در سايه استمرار اظهارنظرهاى احمدىنژاد كه هر از چند گاهى بهانه كافى را به اين سياستمداران مىدهد.