Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 4006 تاريخ: 15:39 - 16 خرداد 1387   نسخه چاپي
دلیل اصلی اختلاف‌نظر اهل سنت با سید حسن نصرالله
ابراهیم الامین ـ الاخبار

ظرف دو سال اخير، شاهد جنب و جوش زيادى در ميان اهل سنت لبنان بخصوص نخبگان بوديم؛ ولى تعداد اندكى از آنها نسبت به سيد حسن نصرالله كينه داشتند. بعد از پيروزى مقاومت در جنگ تابستان 2006 خيلى‌ها با توجه به رشد روزافزون شيعيان لبنان و اساسى شدن جايگاه مقاومت در سطح بين‌المللی، تلاش كردند كه تجديدنظرى در ارتباطات عاطفى خود با حزب‌الله بوجود بياورند. هر چند كه دو دستگى اهل سنت لبنان در مسئله مقاومت با دو دستگى سياسى موجود در لبنان كاملا منطبق شده بود.

در مدت اخير مجموعه رسانه‌اى المستقبل كه به نظر مى‌رسد، تيم اجرائى آن تحت نفوذ و تحت تاثير وليد جنبلاط و همكاران وى است، به شدت علیه مقاومت تبليغ مى‌كردند تا آنجا كه ديدگاه‌هایی را كه سعد حريرى اجازه نمى‌داد علنى شود، توسط اين تيم و ساير افراد نزديک به سعد حريرى و فؤاد سنيوره تحت عنوان موضعگيری‌هاى قديمى منتشر مى‌كردند.

آنها در ابتدا انتقادهاى خود را بر مقاومت، تحت عنوان اينكه مقاومت به طرح بازسازى كشور لطمه مى‌زند مطرح کرده و سپس ادامه داده و بيان كردند كه مقاومت به طرح تشکیل حكومتی كه گروه 14 مارس علاقه دارد ضرر مى‌زند.

پس از آن، جنبه‌هاى فكرى و فرهنگى بر اين درگيرى حاكم شد. از يك طرف اختلافات فرقه‌اى و از طرف ديگر تاثيرات دو جريان اساسى موجود در منطقه نيز به سرعت در اين فعاليت‌ها عيان شد.

در اين ميان شعارهاى دينى كه تكفيری‌ها و سلفى‌ها علیه شيعيان سر مى‌دهند براى تحريك طرفداران خود ضد اپوزیسیون نيز به كار گرفته شد. اين شعارها بسيار تندتر از شعارهایى بود كه در ماجراى 11 سپتامبر و حمله به عراق بوجود آمده بودند به طوری که مستقيما به ايران و تشيع و حزب‌الله حمله می‌کرد.

در اين ميان تلاش‌ها و رايزنى‌هاى ايديولوژيك رضوان السید به عنوان مشاور دولت سنیوره، نقش اساسى را در تحريك مذهبى و فرقه‌اى علیه حزب‌الله داشت تا آنجا كه به حد تكفير هم رسيد.

نبايد فراموش كنيم كه اعتراض‌هایى در ميان اهل سنت نيز به اين رويكردها و ديدگاه‌ها وجود داشت. آنها توانستند موقعيتى را كسب كنند كه در ميان جريان‌هاى اسلامى و در ميان جريان‌هاى لائيك و ناسيوناليستى بتواند يكه‌تازى جريان‌هاى مذكور را بعد از ترور حريرى شکسته و نقش بسيار فعالى را در دفاع از جريان مقاومت در لبنان و فلسطين داشته باشند.

حتى گروه «جماعت اسلامی» كه از لحاظ سياسى و اجتماعى بسيار نزديك به جريان المستقبل بودند، نتوانستند به حمايت خود از سياست‌هاى ضد مقاومت جريان المستقبل ادامه دهند و همواره نگرانى خود را از تنش‌هاى فرقه‌اى اعلام كرده‌اند. آنها به خوبى مى‌دانستند كه اختلافات فرقه‌اى باعث بروز تندروى‌هایى خواهد شد كه نه تنها به ضرر جماعت اسلامى است بلكه برای جريان المستقبل نيز ضرر دارد.

قبل از بروز حوادث اخير، تعداد اندكى از اهل سنت لبنان كه هم‌فكر با جريان المستقبل بودند، نسبت به حزب‌الله و مقاومت و شخصيت سيد حسن نصرالله اظهار كينه و دشمنى می‌کردند كه غالبا ناشى از حسادت‌هایى بود كه به موفقيت‌هاى داخلى و بين‌المللى آنها باز مى‌گشت. بروز حوادث اخير باعث شد كه اين جريان اهانت و ناسزاهایى را متوجه شخص سيد حسن نصرالله كند كه حتى براى خود آنها نيز وى به عنوان يك شخصيت ملى و مقاومت مقبول بود.

سخنرانى اخير سيد حسن نصرالله انتقادات شديدى را به دنبال داشت:

اول: باعث شد كه خيلى‌ها به سخنرانى‌هاى سيد حسن نصرالله بعنوان سخنرانى يك دشمن نگاه كنند و این در حالی بود که دوست و دشمن عادت كرده بودند كه به اين سخنرانى‌ها بعنوان يك عامل تعيين‌كننده سياسى گوش كنند.

دوم: خيلى‌ها از اين جريان سخنرانى‌هاى سيد حسن نصرالله را به مثابه يك خبر شوم و ناگوار به حساب مى‌آورند و آن را منعكس‌كننده ديدگاه‌هاى خارجى دانستند كه در محور ايران و سوريه خلاصه مى‌شود.

سوم: اين انتقاد نسبت به سيد حسن نصرالله مطرح شد كه از سخنان وى چنين فهميده مى‌شود كه وى همه اهل سنت را جزو يك گروه سياسى مى‌داند در حالى كه خيلى از اهل سنت با مقاومت همراى هستند و اصولا خيلى از اهل سنت وابسته به جريان المستقبل نيستند هر چند كه هم‌فكر يا همراه آن بوده‌اند؛ ولى در عين حال همواره حمايت خود را از مقاومت اعلام كرده‌اند.

چهارم: به نظر اين عده باز اين زمينه وجود داشت كه فرصت بيشترى به اپوزیسیون داده شود و بايد قبل از فيصله يافتن امور فرصت بيشترى را به مردم مى‌داد تا خود امور را فيصله بدهند و هنگامى كه نصرالله سخن از شهداى ما و قربانيان آنها زد باعث شد اعتراض‌ها و انتقادهایى در ميان اهل سنت بوجود بيايد.

به نظر آنها عمل جراحى شسته و رفته‌اى كه حزب‌الله در بيروت انجام داد بر بدن نزار و ضعيف كشورى كه چاقوكشى اراذل و اوباش آن را تكه تكه كرده است نيز سخت تمام شد.

پنجم: حزب‌الله  گمان كرد که اقداماتش در بيروت كه در حد تحميل يك شكست است و موضوع به سادگى خواهد گذشت؛ ولى شكستى كه همراه با باز ماندن دستان شكست‌خوردگان باشد، ممكن است صداى اعتراض آنها را بالا ببرد و بخواهند با اعتراض خود اين شكست را جبران كنند. هر چند كه ساكنان بيروت اوباشى كه در حق مردم جنايت مى‌كردند را مى‌شناسند؛ ولى در عين حال معتقد هستند كه سياست‌هاى حزب‌الله باعث شد كه آنها حسادت به خرج داده و از روى كينه و نفرت بخواهند مردم كوچه و بازار را به زور عليه حزب‌الله تحريك كنند. این عده در كل حزب‌الله را مسئول اقدامات جنايتكارانه اين اوباش می‌دانند كه علیه خود حزب‌الله دست به سلاح برده‌اند.

ششم: براى جريانى كه خود را حامى و طرفدار مقاومت مى‌داند، ولى در عين حال از نفوذ زياد اين حزب در لبنان واهمه دارد، از همه چيز مهم‌تر اين است كه رابطه حزب‌الله با حكومت را به شکل تعريف شده ببيند. در اين راستا حزب‌الله و سيد حسن نصرالله تلاش زيادى را براى حفظ روابط و تفاهم‌نامه خود با جريان آزاد ملی دارند؛ ولى در مقابل نیمی اين تلاش را براى جذب گروه‌هاى مخالف خود خرج نمى‌کنند؛ در حالى كه اين گروه بيش از هر كسى به گفتگو نياز دارد و بايد به هواداران آن بيش از اين اهميت داد.