براى شناخت اوضاع سياسى لبنان نیاز به دانستن برخی امور به عنوان پیش زمینه هست. اولين مسئله در اين راستا به تاريخ تاسيس اين كشور بر مىگردد. خيلى از تحليلگرانى كه پيش فرضهایى بر اساس گرايش سياسى خود دارند نسبت به اين امور آگاهى ندارند. سازمان ملل متحد بعد از پايان گرفتن جنگ ويرانگر جهانى اول و پيروزى متحدين، خواست در سال 1920 در كنفرانس صلح ورساى، نظمى به كشورهاى جهان بدهد.
از مهمترين اقدامات اين كنفرانس تقسيم ارث امپراطورى بیمار عثمانى بين كشورهاى پيروز بود. در آن موقع كشور كوچكى تحت عنوان "لبنان بزرگ" با ملحق نمودن سرزمينهاى مختلفى به مناطق مسيحىنشين تشكيل شد، اما كنفرانس صلح، اين كشور را تحتالحمايه فرانسه قرار داده بود كه بالاخره در سال 1943 اين كشور كوچك در سايه نداهاى ناسيوناليستهاى عربى كه بر هويت عربى لبنان و بر يكى بودن سرنوشت آن با محيط اطرافش اصرار داشتند، استقلال گرفت.
قبل از اين بخشى از كوههاى مسيحىنشين لبنان كه به «جبل لبنان» معروف است، تحت عنوان «متصرفيه» شناخته مىشد. امپراطورى عثمانی تحت فشار كشورهاى اروپايى مجبور شده بود كه نوعی استقلال به مسيحيان اين منطقه بدهد. بخصوص بعد از كشتار سال 1860 كه به دنبال كودتاى طانيوس شاهين روى داد. در سال 1863 اروپائىها توانستند با دخالتها و اعمال نفوذهاى خود استقلالى را براى مسيحيان جبل لبنان كه به مدت سه سى سال دست به شورشهاى مختلفى زده بودند، بگيرد.
البته اين شورشها علیه خانها و تيولدارانى بود كه روز به روز سهم بيشترى مىخواستند. اين اولين بارى بود كه كلمه لبنان مطرح مىشد ولى از آنجا كه كشورهاى عربى كنونى همه تازه تاسيس هستند، شايد بتوان گفت لبنان قديمىترين كشور عربى است.
حتى با وجود اينكه منطقه شام يك منطقه شناخته شده و معروف بود؛ ولى تا آن زمان به اسم سوريه شناخته نمىشد. كشور سوريه به دنبال جنگ جهانى اول در سال 1920 تحت الحمايه فرانسه قرار گرفت. سپس بعدها در سال 1944 توانست استقلال خود را به دست بياورد.
روسيه، بريتانيا و فرانسه به عنوان متحدين در جنگ جهانى اول كه پيروز از ميدان جنگ خارج شده بودند ، تصميم داشتند ميراث امپراتورى عثمانى كه از ايالتهاى مستقلى تشكيل شده بود، را بين يكديگر تقسيم كنند؛ ولى بعد از مدتى كه روسيه شاهد انقلاب اكتبر شد از دايره كشورهاى استعمارگر قديم خارج شد. در نتيجه فرانسه و بريتانيا كشورهاى عربى را میان خود تقسيم كردند.
فرانسه و بريتانيا بر اساس معاهدهاى بنام «سایکس ـ پیکو» اين سرزمينها را بين خود تقسيم كردند. عراق و فلسطين و شرق اردن به بريتانيا واگذار شد كه بريتانيا زمينه تشكيل اسرائيل را در سرزمینهای فلسطينی مهيا كرد و سوريه و لبنان نيز تحت الحمايه فرانسه قرار گرفتند.
قبل از سايکس ـ پيكو، كنفرانسهاى عربى مهمى بين شخصيتهاى عربى معترض به امپراتورى عثمانى تشكيل شد. در سال 1913 اولين كنفرانس عربى ضد عثمانى در پاريس برگزار شد كه با حضور شخصيتهاى سياسى و فرهنگى و عربى بود. آنها تصميم داشتند، از امپراتورى عثمانى جدا شده و كشور عربى واحدى را تشكيل دهند. در آن زمان عثمانىها برخى از اين شخصيتها را دستگير و اعدام کردند.
حادثه دوم در سال 1915 رخ داد كه شريف مكه، حسين بن على دست به انقلابی عربى زد؛ ولى اين تلاشها براى تشكيل كشور عربى واحد با دسيسهچينى فرانسه و انگليس به نتيجه نرسيد و حتى تلاشهایى كه در سال 1920 به رهبرى فيصل بن حسين براى استقلال سوريه از فرانسه صورت گرفت نيز به نتيجه نرسيد. در اين انقلاب، جنگی مشهور به جنگ ميسلون بين ارتش عربى و ارتش فرانسوى صورت گرفت كه نتايج موفقيتآميزى در بر نداشت.
همزمان با اين تلاشها براى تشكيل كشور عربى واحد بود كه اعلامیه بالفور بريتانيا در سال 1917 زمينه تاسيس اسراییل را بوجود آورد و آغاز دردناكى را براى كشور فلسطين رقم زد.
ناسيوناليستهاى عربى، كشور لبنان را كشورى مصنوعى مىدانستند و آن را در حقيقت جزء جدانشدنى از پیرامون عربى آن مىدانستند. در حالى كه عملا در همه جاى ديگر نتوانستند كشور عربى واحدى را تشكيل بدهند. آنها ملحق شدن لبنان به سوريه را سر آغاز تشكيل كشور واحد عربى در منطقه مىدانستند؛ در حالى كه لبنان تنها كشورى است كه در هنگام تاسيس، مسيحيان ستون فقرات آن را تشكيل مىدادند. بدين جهت اين كشور اختلافاتى را با ساير كشورهاى عربى داشت كه مورد توجه ناسيوناليستهاى عرب واقع نشده است.
بافت و تنوع مذهبى و فرقهاى و دينى و فرهنگى و تاريخى لبنان باعث شده كه اين كشور از نوعی دمكراسى خاص برخوردار باشد كه شبيه دمكراسىهاى جهانى است؛ زيرا تقريبا همه فرقهها هموزن بوده و هيچ كسى نمىتواند بر ديگرى غلبه كند.
البته اين امر به اين معنى نيست كه درگيریها بين گروههاى مختلف سياسى بر سر تقسيم منافع و مصالح خود وجود ندارد، ولى به نحوى نيست كه پايههاى دمكراتيك لبنان را به هم بزند. فراموش نكنيم پيشروان نهضت پان عربيسم و تشكيل كشور عربى واحد نيز خود بيشتر از مسيحيان لبنانى بودهاند.