Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 3964 تاريخ: 14:05 - 14 خرداد 1387   نسخه چاپي
معمای مذاکرات سوریه و اسراییل
خالد غزال ـ الحيات

مذاکرات سوریه و اسراییل وارد مرحله جدیدی شده و گفته می‌شود که این بار احتمال امضای توافقنامه صلح میان طرفین وجود دارد. مذاکرات تاکنون به شکل غیرمستقیم با میانجیگری ترکیه صورت گرفته و این احتمال وجود دارد که در صورت بروز علایمی مثبت در مورد توافق پیرامون نکات اختلاف‌برانگیز، تبدیل به مذاکرات مستقیم شود. مسئولان اسراییلی نیز این روزها به شکل مداوم از ضرورت صلح با سوریه و پرداخت بهای آن سخن می‌گویند.

سوریه نیز به نوبه خود از تمایل خود به صلح با اسراییل می‌گوید ولی در عین حال در این زمینه ابراز خوشبینی نکرده و با احتیاط زیادی با موضوع تعامل دارد تا اندک اندک حقیقت آنچه جریان دارد را در کنار داده‌های داخلی و بین‌المللی دریابد.

مذاکرات به شکل عملی در سال 2000 و پس از شکست در دستیابی به توافق با اسراییل به سرپرستی بیل کلینتون در کمپ‌دیوید متوقف شد. حافظ اسد رییس‌جمهور وقت سوریه حاضر به امضای توافقنامه با اسراییل نشد. آن روزها اختلاف بر سر عقب‌نشینی کامل اسراییل از جولان و حق سوریه در استفاده کامل از دریاچه طبریا بود. اسراییل نیز به نوبه خود خواسته‌هایی امنیتی داشت که از نظر سوریه برخلاف منافع دمشق بود. این خواسته‌ها تا جایی پیش رفت که اسراییل موضوع کم کردن از حجم و توان ارتش سوریه و نحوه مسلح شدن آن را مطرح کرد و شرایط به گونه‌ای بود که گویا اسراییل برای صلح خواستار تغییر سیاست‌ها و اصول سوریه بود.

پس از سال 2000 و در زمان نخست‌وزیر آریل شارون، نظریه و سخنان شارون در مورد سوریه و مخالفت وی با عقب‌نشینی از جولان باعث شد که این مذاکرات قطع شده و شارون سیاست خشونت در قبال سوریه را در پیش بگیرد. اسراییل تمایل داشت تا حد امکان سوریه را تضعیف کرده و این کشور را مجبور به انعقاد پیمان صلح و تن دادن به سلطه کامل اسراییل کند. اسراییل در این نظریه بر خواسته مردم خود در مخالفت با عقب‌نشینی از جولان در عین وجود آرامش در این منطقه تکیه داشت و می‌دانست که سوریه قادر به اعلام جنگ برای بازپس‌گیری جولان نیست.

اکنون این سخن مطرح است که چرا سوریه و اسراییل تصمیم گرفتند موضوع مذاکرات غیرمستقیم خود را به شکل علنی مطرح کرده و اعلام کنند که آماده انعقاد پیمان صلح هستند. طرف اسراییلی نسبت به شکست مذاکرات با فلسطینیان و دشواری دستیابی به توافقنامه‌های مختلف سخن می‌گوید. از طرفی آنچه که برای اسراییل دشوار می‌نماید، واگذاری بخش‌هایی از سرزمین‌های اشغالی است که باعث می‌شود مسئولان اسراییلی به دنبال بهانه‌ای برای کسب دستاوردهای مختلف با هدف کاهش فشار باشند.

در مقابل، سوریه معتقد است که شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی به خصوص در آخرین سال ریاست جمهوری جورج بوش، ارتباط مستقیم با روابط منطقه‌ای سوریه دارد به گونه‌ای که به دمشق اجازه پیشروی در مذاکرات را می‌دهد. در این میان جریان‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی معتقدند که صلح میان اعراب و اسراییل بدون تحقق صلح میان اسراییل و سوریه امری محال و غیرممکن است.

از اینجاست که سوالاتی واقعی در مورد شانس موفقیت یا شکست دستیابی به چنین توافقی مطرح می‌شود. اگر عوامل موثری چون آمریکا، ایران و برخی کشورهای عربی را در نظر نگیریم، مهم‌ترین موضوع در مذاکرات، افکارعمومی داخلی در میان طرفین است که حد و مرز شکست یا موفقیت را تعیین می‌کند.

در طرف اسراییلی و با وجود صداها و نداهایی که دولت را تشویق به مذاکرات علنی و پرداخت بهای صلح با سوریه می‌کند، گروهی نیز با این مذاکرات مخالف بوده و با قدرت تمام در برابر دولت ایستادگی کرده و با هرگونه عقب‌نشینی از جولان مخالفند. برخی از چهره‌های این گروه حتی پا را فراتر نیز گذاشته و خواستار اعدام کسانی شده‌اند که موضوع عقب‌نشینی از جولان را مطرح کرده‌اند. نظرسنجی‌های به عمل آمده بیانگر این است که اسراییلی‌ها با هرگونه عقب‌نشینی مخالف هستند. اضافه بر این میزان چند دستگی و اختلافات موجود میان گروه‌های اسراییلی در سایه برتری راست‌ تندرو نیز قابل توجه است. اسراییل در شرایط کنونی رهبری بانفوذ و محبوبی ندارد که بتواند بار امضای توافقنامه صلح با سوریه را تحمل کند. در زمان صلح با مصر و اردن و سازمان آزادیبخش فلسطین، چنین چهره‌هایی وجود داشته و موفق به عبور از این مرحله شدند.

در سوریه نیز مشکلات به نظر سنگین و زیاد می‌رسند. سوریه اهرم‌های فشار و برگ‌های برنده‌ای در اختیار ندارد، در حالی که در زمان حافظ اسد شرایط متفاوت بود. این موضوع باعث می‌شود که مذاکره‌کننده اسراییلی بر ضرورت عقب‌نشینی از برخی مواضع تاکید کند. این سوال ایجاد می‌شود که سوریه تا چه حد می‌تواند از خواسته‌های مطرح شده توسط حافظ اسد چشم‌پوشی می‌کند و آیا اسراییل تن خواسته‌های سوریه می‌دهد یا خیر؟! مشخص است که اسراییل سلسله‌ای از شرط و شروط مختلف را برای انعقاد پیمان صلح با سوریه وضع خواهد کرد که در راس آنها قطع هم‌پیمانی با ایران و حزب‌الله است که از نظر سوریه برگ‌های برنده و از عوامل اصلی بقای نظام هستند. آیا سوریه می‌تواند ریسک کرده و چنین امتیازاتی به اسراییل بدهد؟

نکته آخر اینکه دولت سوریه باید افکارعمومی مردم خود را نیز برای چنین توافقی آماده کند و این در حالی است که تفکرات ملی‌گرایی و مخالفت با وجود اسراییل بر روی نقشه خاورمیانه هنوز در سوریه به شکلی جدی وجود دارد. شاید این موضوع پس از کاسته شدن از بحث‌های ملی‌گرایی عربی و نزدیکی اعراب به اسراییل به نظر ساده‌ترین کار بیاید ولی با این حال سوریه نمی‌تواند به راحتی مردم خود را راضی به صلح با اسراییل در مقابل بازپس‌گیری جولان کند.

سخنانی که این روزها در مورد احتمال صلح میان اسراییل و سوریه به گوش می‌رسد بیانگر تحقق این امر در آینده نزدیک نیست. ممکن است هدف از علنی کردن آن تنها آماده‌سازی فضا باشد و باید بدانیم هنگامی که مذاکرات به نقطه‌ای جدی برسد، حجم مشکلات و موانع به خصوص از طرف اسراییل به شکل جدی نمایان خواهد شد چرا که تل‌آویو به طور حتم شروطی را وضع خواهد کرد که «روند صلح با سوریه»‌ تبدیل به «روند تسلیم سوریه به شروط اسراییل» می‌شود.