قلب
من پای از گلیم هستی فراتر می نهم. تا آنجا که فقط روح و دل حکومت دارند پیش می روم، تا به ملاقات خدای خویش نائل آیم. خوش دارم که در این سفر تنها باشم، تا در خلوت تنهایی، قلب خود را نمازگاه ذات اقدسش کنم....
خدایا
هر چه دوست داشتم، از من گرفتی. بهر چه دل بستم، دلم را شکستی. بهر چیزی که عشق ورزیدم، آنرا زائل کردی. هر کجا که قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی. هر وقت که دلم بجائی استقرار یافت تو آواره ام کردی. هر زمان به چیزی امیدوار شدم، تو امیدم را کور نمودی .... تا بچیزی دل نبندم، و کسی را بجای تو نپرستم، و در جائی استقرار نیابم، و بجای تو محبوبی و معشوقی نگیرم، و جز تو بکسی دیگر و جائی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم. فقط ترا بخواهم، ترا بخوانم، ترابجویم و ترا پرستش کنم.
تصویر: شهید چمران در جریان یک تظاهرات دانشجویی (برکلی - آمریکا)