Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 2851 تاريخ: 19:53 - 31 فروردين 1387   نسخه چاپي
لابى صهيونيسم و سياست خارجى آمريكا
والت وميرشيمر - السفیر

«بات بوكانان» كانديداى سابق انتخابات رياست‌جمهورى آمریکا در مقاله‌ای که 12 آوريل جارى در سايت‌هاى اينترنتى منتشر كرد شواهدى را مطرح ساخته كه براساس آن، «جورج بوش» تا پیش از رفتن از کاخ سفید خواستار حمله به ایران است. بوش اميدوار است كه با اين اقدام ماموريت «ماک‌کین» پس از رفتن وی از کاخ سفید در برخورد با ایران آسانتر شود.


شواهدى كه «بالت بوکانان» مطرح کرده به قرار زیر است:


1 – كنار گذاشتن لايحه‌اى كه «نانسی پلوسی» رهبر اكثريت دموكرات‌ها در آغاز سال 2007 در كنگره آمریکا به تصویب رساند و براساس آن رييس‌جمهور آمريكا نمى‌تواند بدون اجازه كنگره اقدام به حمله به ایران نماید.


2 – موافقت كنگره ايالات متحده با لايحه «كيل ليبرمان» براى درج سپاه پاسداران ايران در فهرست سازمان‌هاى تروريستى.


3 – انجام مانورهاى گسترده از سوى اسراييل و توزيع ماسک‌هاى شيميايى بين اسراييلى‌ها و سفر اخير چنى به منطقه.


نويسنده مقاله همچنین اعلام کرده است که موضوع حمله به ایران با موافقت كنگره صورت خواهد گرفت. هر چند كه اختلاف ميان دو كانديداى دموكرات يعنى «هيلارى كلينتون» و «باراک اوباما» به اندازه‌ای افزایش می‌دهد که دروازه كاخ سفيد به روى «ماک‌‌کين» باز خواهد شد. تعجبى نيست كه بسيارى از آمریکایی‌ها سناريو موجود را باور كرده‌اند. چون اين سناريو بيانگر خوى آمريكا و ريشه‌هاى عميق آن در جامعه آمریکایی است.


چهره تجاوزكارانه آمريكا چرا تنها در خاورمیانه رخ می‌نماید؟ كليد حل اين معما در نقش اسراييل در حوادث گوناگون است. با كسانى كه لابى صهيونيست را تصميم گیرنده در سياست خارجى آمريكا مى‌دانند موافق نبوده و به هيچوجه نمى‌خواهم به معماى قديمى، ولى جديدى وارد شوم كه مى‌گوید نخست مرغ بوجود آمده است یا تخم‌مرغ؟ در اين مقاله به جريان رو به رشدى اشاره مى‌کنم که آهسته و پيوسته در ميان فرهيختگان جامعه رشد مى‌كند. این جریان تاثیری بسیار خطرناکتر از لابى صهيونيسم در ضربه زدن به منافع استراتژيک ایالات متحده دارد. هرچند افرادى كه نسبت به شيوه‌ها و اقدامات لابى صهيونيست در آمريكا اعتراض دارند از قديم حضور داشته‌اند. ولى هيچگاه بعنوان یک جریان تاثیر نداشته‌اند.


«پل فندلى» در كتاب خود با عنوان «آن‌ها جرات حرف زدن داشتند» در سال 1982 نقش لابى صهيونيستى در سياست خارجى آمريكا را برملا ساخت. حتى پس از آنکه لابى صهيونيست منجر به بركنارى وى شد، او همچنان به تلاش‌هاى خود در اين زمينه ادامه داد. تاكنون سابقه نداشته است كه چهره‌هاى رسمى نظام سياسى در آمريكا انتقادات صريح و مستقيمى از اسراييل داشته باشند. نمونه‌اى كه در «جيمى كارتر» مشاهده كرديم و وى دو سال پيش در كتابى با عنوان «فلسطين صلح مى‌خواهد نه جدايى نژادپرستانه» انتقادات سنگینی از رژیم صهیونیستی داشت. همچنين افراد دانشگاهی چون «استيفن والت» استاد روابط بين‌الملل دانشگاه «هاروارد» و رييس دانشكده علوم سياسى «جان كندى» و «جان ميرشيمر» استاد علوم سياسى دانشگاه شيكاگو نيز از همين افراد هستند. آن‌ها با تحقيقات علمى و دقيق خود نقش لابى صهيونيسم در تدوين سياست خارجى آمريكا بويژه در خاورميانه كه منافع اسراييل را حفظ مى‌کند برملا ساختند.


«جيمى كارتر» رييس‌جمهور سابق آمريكا در كتاب خود ترديد ندارد كه سياست‌هاى رژيم اسراییل بويژه در موضوع شهرک‌سازى و ساخت ديوار حايل نژادپرستانه است. وى اقدامات رژیم صهیونیستی را مانند سياست رژيم آپارتايد آفريقاى جنوبى دانسته است. «جیمی کارتر» با وجود حملات شديدى كه وى را هدف قرار داده است، همچنان به راه خود ادامه مى‌دهد. مخالفان كارتر وى را به «سامى ستيزى» متهم كرده‌ و کارتر را هذيان‌گو خوانده‌اند.


با وجود اين حملات، «جیمی کارتر» مصمم است تا در سوريه به ديدار «خالد مشعل» رييس دفتر سياسى جنبش حماس برود كه در واقع اقدامى براى شكستن تابوهايى است كه جريان صهيونيستى در رسانه‌های جهانى به آن دامن زده است.


بخش‌هایی از پژوهش‌ «والت» و «ميرشيمر» كه با عنوان «لابى صهيونيستى و سياست خارجى آمريكا» انجام شده ابتدا در مجله «London review of books» و در حالى منتشر شد كه دانشگاه «هاروارد» از انتشار مقاله این دو محقق خودداری کرده بود. اين دو پژوهشگر سپس با وجود انتقادات فراوان، نتایج پژوهش خود را در کتابی پانصد صفحه‌ای و با همان عنوان به چاپ رساندند. اين كتاب به دو دليل از همه نوشته‌هايى كه تاكنون در مورد لابى صهيونيستى نوشته شده برتر است. نخست به اين دليل كه از جنبه منابع و مصادر بسيار موثق و قابل اعتماد است و سپس به این خاطر که نويسندگان آن به شکل بیسابقه‌ای در تشریح لابی صهیونیستی بیطرف مانده‌اند.


در اين كتاب شرح داده شده كه لابى صهيونيستى چگونه در دولت آمريكا، كنگره، مراكز پژوهشى، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها ومراكز تاثيرگذار نفوذ كرده است. سپس به شيوه فعاليت و نفوذ لابى صهيونيسم در مراكز مختلف پرداخته و بطور كامل به شرح روش‌هاى نفوذ پرداخته است. نويسندگان این کتاب در پایان نتیجه‌گیری کرده‌اند که نقش تعيين كننده لابى صهيونيستى در كشاندن ايالات متحده به جنگ با عراق تا چه اندازه برجسته بوده و همچنین اعلام کرده‌اند که نقش آن در تشويق ايالات متحده به بحرانى شدن روابط با ايران و كشاندن آمريكا به جنگ عليه ايران بسیار تعیین کننده است.


مجله «The Washington Quarterly» نيز مقاله‌ای با عنوان «آينده نيروهاى آمريكا در خاورميانه پس از عراق» به قلم «برادلى باومن» منتشر ساخته كه حضور نظامى آمريكا در منطقه را عامل اصلى تروريسم در منطقه و جهان دانسته است.


برغم انتشار این مقالات و پژوهش‌ها نبايد اميد چندانی به کاسته شدن حمايت آمريكا از اسراييل داشت. همگان شاهد بودند كه چگونه مصوبه 185 كنگره آمريكا با اتفاق آراى نمايندگان کنگره تصويب شد. مصوبه‌اى كه مهاجران يهودى خاورميانه به اسراييل را «آواره» معرفی کرد. اگرچه این مصوبه الزام‌آور نیست ولى از استمرار حاكميت لابى صهيونيسم بر مراكز تصميم‌گيرى در ايالات متحده خبر مى‌دهد.