اكنون كه مانور نظامى اسراييل به پايان رسيده، زمان آن است كه حزبالله بعنوان يكى از مخاطبان اصلى اين مانور مفهوم رزمايش اسراييل را دريافته و پیامهای آنرا دریابد. پس از آن وارد مرحله پاسخ شود كه احتمالا همجنس همين مانور خواهد بود. بعبارت ديگر حزبالله نیز با مشخص کردن زمان و مكان مانور خود اعلام كند كه در كمال بيدارى و هوشيارى است. حزبالله از همان ابتداى برگزاری رزمایش اسراییل بگونهای برخورد كرد كه گویی مانور اسراييل اين حزب را هدف قرار داده است. هرچند پيامهايى دريافت كرد كه مانور اسراييل عليه حزبالله و لبنان نيست. ولى برخورد حزبالله با این اقدام اسراییل برخورد با پديدهای تجاوزكارانه و تهديد كننده بود.
حزبالله همچنان براين باور است كه رژيم صهيونيستى در شرايط كنونى براى جبران خسارت جنگ گذشته، حاضر نيست دست به نبردى گسترده يا محدود بزند. حزبالله معتقد است كه اصولا اين رژيم براساس آمادگى دايمى براى حمله و تجاوز تاسيس شده است. حزبالله نمىتواند به اين موضوع بىتوجه باشد كه مانور اسراييل آمادگى براى اقدامى نظامى در آينده باشد.
حزبالله در بررسى خود از رويداد اخير، هدف از برگزاری مانور و پيامهاى آن را به چند دسته تقسیم کرد.
نخست آنکه بخش زيادى از مانور پيامى به جبهه داخل اسراييل بود تا شرايط روحى - روانى شهروندان خود را ترميم كند.
شهروندان اسراييل بيش از يكسال را در شرايطى بسر بردند كه نسبت به رهبران سياسى و نظامى خود در اثر نتايج جنگ تابستان گذشته بىاعتمادى خطرناكى يافته بودند. آنها مشاهده مىکردند كه چگونه رهبران اسراييل توپ شكست و ناكامى خود را به زمين يكديگر مىانداختند. رهبران نظامى كه در قبول مسووليتها و عواقب تصميمات خود از جرات بيشترى نسبت به سياستمداران برخوردار هستند، پس از جنگ يک به يک از قبول مسووليتها شانه خالى كردند و رهبرى سياسى نيز كه معمولا در رد مسووليت شكست و ناكامى يکدندهتر هستند از نتايج كميته وينوگراد كه بطور كامل آنها را متهم نساخته بود فرار كردند. همه آنها آسيبهاى معنوى زيادى دريافت كردند. ولى بدليل دو موضوع از تداوم موضوع ناكامىها در ميان اين رهبران خوددارى شد. نخست، ناكامى جامعه صهيونيستى از توليد رهبران جديد كه مسووليتها را با قدرت بيشتر برعهده بگيرند و ديگر تمايل نداشتن آمريكا و غرب به شادمانى دشمن از پيروزىهاى بدست آمده با تعيين جانشين براى رهبران ناكام. كميته وينوگراد بهمين دو دليل بود كه نورافكن خود را متوجه برخى ناكامىها نمود كه قابل جبران بودند و از ناكامىهاى پيچيده چشمپوشى كرد.
آنها براساس تحليل حزبالله از مانور اسراييل و انگيزههای آن به اين نتيجه رسيدند كه مانور برگزار شده در واقع براى ترميم شكافى بود كه در جنگ 33 روزه ژوئيه 2006 پدیدار شد و بدرون جامعه صهيونيستى بازمىگردد. جامعهاى كه چهار نسل است از خطرات نظامى و جنگهاى سراسرى، همچون جنگ سال 1973 بدور بوده است. جبهه داخلى اسراييل از آنزمان تاكنون در استراحت بسر برده است.
رهبران اسراييل نياز به هوشيار ساختن شهروندان اسراييلى داشتند، تا اشتباهات جنگ اخير مانند هنگاميكه شمال اسراييل زير پوشش موشکهاى حزبالله قرار گرفت و بيش از يکونیم ميليون اسراييلى مجبور شدند براى هفتهها در پناهگاهها بسر برند، تکرار نشود.
اين موضوع براى حزبالله جالب توجه بود كه تكيه اساسى در تمام روزهاى انجام مانور تنها بر موشکهايى بود كه داخل اسراييل را هدف قرار مىداد و اشارهای به درگيرىهاى ديگر نشده بود.
حزبالله و كادر نظامى آن در طول برگزاری مانور آرشيو كاملى از تصاوير مانور تهيه كرده و مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار دادهاند. به اعتقاد حزبالله، بخشی از مانور اسراییل با هدف ارسال پیام به خارج از سرزمينهای اشغالی بوده است و حزبالله نيز در صدر طرفهای خارجى است.
نخستين هدف از انجام اين مانور، زنده كردن قدرت بازدارندگى ارتش صهيونيستى است كه دشمنان اسراييل پیش از این به برترى نظامى آن يقين داشتند. بدينترتيب پوشش تبلیغاتی كه رهبران اسراييل براى مانور قايل شدند اينگونه بود که اعلام کنند، مشاركت گسترده افراد واحدها و يگانهاى مختلف جانشين جنگى شده است كه اسراييل قصد انجام آن از ماهها پیش و برای زدودن آسيبهاى وارده در جنگ گذشته را داشته است. بدينترتیب صهيونيستها تلاش كردند تا تحولات استراتژيکی نظامى - امنيتى را شروع كنند تا توانايى باز پسگیری آنچه كه پیشتر از اصول ثابت نظامى اسراييل بود را بيابند. همان امورى كه منبع اصلى اطمينان و آرامش صهيونيستها و نشان دهنده برترى همهجانبه بر دشمن بود.
هدف ديگر این مانور مسدود ساختن مسیر پاسخگویی حزبالله در اقدام تلافیجویانه نسبت به ترور «عماد مغنیه» بود. تروری که اسراییل همچنان معتقد است اسراییل با انجام آن منافع متعددی را به دست آورد.
حزبالله این موضوع را دور از ذهن نمیداند كه در كنار اين جنجال تبليغاتى، پيام خارجى ديگرى وجود داشته باشد كه متوجه لبنان شود. انجام رزمايش در كنار مرزهاى لبنان بگونهای که صداى آن به گوش لبنانىها برسد تا با توجه به بحران سياسى كه به جنگ گذشته و ناكامى رژيم صهيونيستى بازمىگردد، این کشور را که دومین سال بحران داخلی را پشت سر میگذارد وارد تنش کند.
حزبالله در تحليل خود از اين رزمايش، فراموش نكرده است كه اسراييل همزمان با رزمايش بىسابقه خود، سوريه را نيز تهديد كرد كه در صورت پاسخ حزبالله به ترور مغنيه، هدف حمله اسراييل قرار خواهد گرفت. اسراييل همچنین ايران و مردم آن کشور را به «ضربه نابود كننده» تهديد كرد. ضربهای كه در اصطلاح سياسى - نظامى بمعناى حمله هستهاى است. تهديدهاى اسراييل به اين دليل صورت گرفت كه محور دشمن با خود را به غرب منتقل كند تا آنها را به اين امر قانع سازد كه اسراييل سنگر نخست حمايت از كشورهاى غربى است.
نتيجهای كه مراكز تحليل حزبالله به آن دست يافته است مبتنى بر اين موضوع است كه اسراييل در تجزيهوتحليل ناكامى خود در ميدان جنگ اخير اشتباه كرده است. همچنین آن رژیم سلاح و تغييرات استراتژيک حزبالله پس از جنگ را به دقت نشناخته است و بىتوجهى شهروندان لبنانى به رزمايش اسراييل موجب خوشحالى حزبالله شده است.