اسراييل بزودى شصتمين سالگرد تولد خود را جشن مىگيرد و رژيم صهيونيستى در پس ديوار حايل، همچون دژى بالاى سر اعراب ايستاده است. وى در نخستين اقدام خود توانسته بود مصر را از جمع كشورهاى عرب بيرون آورده و سرانجام در سال 1979 توانست قرارداد صلح جداگانهاى با قاهره به امضا رساند. چهار سال پس از آن نیز اسراييل توانست قرارداد دوم صلح را با اردن امضا نمايد. در اين ميان حساب ملتهاى عرب در فلسطين، سوريه و لبنان جدا است.
فلسطين از يكسو سياهترين تاريخ رنج خود را نشان داد و در روى ديگر چهره قهرمانى خود را به رخ كشيد. فلسطين داستان بيسابقهای در تاريخ بشريت است. داستان ملتی كه اينگونه پيشروى بشريت و بنام قانون سر بريده مىشود. شوراى امنيت سازمان ملل در راس هرم مشروعيت بينالملل تصميم گرفت تا در خاک فلسطين بعنوان یک سرزمین عربی، رژيم صهيونيستى را بدنيا آورد. تولد مقاومت پس از اخراج دهها هزار فلسطينى ساكن در سرزمينهاى اشغالى نيز محال بنظر مىرسید. ولى هر زمان نام فلسطين به ميان آمد، نام مقاومت هم بر سر زبانها بود. مقاومتی که فلسطينىها با پایداری خود بهاى سنگينى تاكنون براى آن پرداختهاند. فلسطينىهای زيادى جان و مال خود را در راه مقاومت از دست دادند و نتيجه اين اقدام ظالمانه وضعيتى بود كه جهان اسلام را به صحنه مشاهده تجاوزهاى اسراييل تبديل نمود. تا جاييكه هيچ ملتى از نتايج مستقيم و غيرمستقيم تجاوزهاى اسراييل بدور نماند. اين، چهره رنج فلسطین است.
چهره قهرمان فلسطين را در ايستادگى و مقاومت ملت جنگديده آن مىتوان مشاهده كرد. فلسطين قويترين قدرت خاورميانه را پيشرو داشت. قدرتی كه از حمايت همهجانبه كشورهاى بزرگ جهان برخوردار بود. اين ملت پس از شصت سال تحمل مصيبت نه تسليم شد و نه به زانو درآمد. در صفحه تاريخ نيز درخشانترين ايستادگىها را ثبت كرد. سرزمين بدست دشمن افتاد، ولى ياد فلسطين همچنان در دل فلسطينىها و اعراب زنده است. ياد فلسطين در جهان محقق نخواهد شد مگر در سايه حمايت كشورهايى كه در جامعه جهانى از صهيونيسم حمايت كردند. سازمانهايى كه به دروغ شعارآزادى، دموكراسى و حقوق بشر را سرمىدهند. ارزشهايى كه آنها از آن سخن میگفتند اصول اساسى تمدن كنونى را تشكيل مىداد که در فلسطين بدور ريخته شد.
ملت فلسطين هرگز سرنوشتى را كه صهيونيست و كشورهاى بزرگ براى آن رقم زده است را نپذيرفتند. هرچند اين سرنوشت با جوهر سازمان ملل و بنام حقوق بشر نوشته شد. فلسطينىها اعتراض خود به چنین سرنوشتى را از طريق مقاومت و ايستادگى خود در برابر اسراييل ثبت كرده است. ملتهاى خاورميانه نيز وفادارى خود به فلسطينىها را ثابت كردهاند و اينگونه است که موضوع فلسطین داستان اصلی خاورميانه شده است. بدليل درد و رنج ملت فلسطین است که كشورهاى منطقه به بحران كشيده شدهاند. بحرانى كه در اعتراضهای خيابانى و كودتاهاى نظامى پىدرپى كه برخى از آنها خواب مسوولان حكومتى را آشفته ساخت نمود يافت.
پس از شصت سال كه از تولد رژيم صهيونيستى مىگذرد ديگر بر همگان آشکار شده است كه اين رژيم همانند گذشته از سرنوشت خود احساس آرامش نمیکند. بلكه اين رژيم اكنون مىداند بدليل افزايش تصاعدى قدرت و امكانات مقاومت فلسطين و بويژه لبنان در دو راهى حساسى قرار گرفته است. رژيم اسراييل عادت به دفاع از ظلم و تجاوزهاى خود دارد. تروريسم دكترين دفاعى اسراييل را تشكيل مىدهد كه پیشتر نیز از آن پيروى كرده و اكنون نيز همين شيوه را ادامه مىدهد. درحاليكه ايستادگی ملت فلسطین و خاورمیانه در برابر اسراییل برای آن رژیم باورپذیر نبود.
شصتسال از تاسيس اسراييل گذشته است و منطقه از تجاوزهاى آن رژیم در امان نبوده است. آخرين تجاوز گسترده اسراییل در منطقه، جنگ عليه لبنان بود كه با مقاومت جوانان در فلسطين و لبنان و پايدارى ملتهای عرب روبرو شد. بنحوى كه بحران اعراب و اسراييل برخلاف ميل و علاقه اين رژيم به سمت و سوى ديگرى كشيده شد.
اين امر پس از آن صورت گرفت كه ملل عرب دريافتند، پيروزى بر اسراييل از طريق جنگ و ارتش كلاسيک صورت نخواهد گرفت بلکه تنها با مقاومت مردمى است كه مىتوان بر اسراييل غلبه كرد. در جنگ كلاسيک هيچ ارتشى تجهيزات نظامى، تسليحات پيشرفته و امكانات فوقالعاده اسراييل را در اختيار ندارد كه بتواند در برابر آن مقاومت كند. تنها مقاومت فلسطين و لبنان بود كه توانست نقاط ضعف اين رژیم زورگو را عيان سازد.
مقاومت ملى در لبنان توانست بيروت را از اشغال صهيونيستها خارج كند و اشغالگران نيز در سال 1982 مجبور به ترک بدون قیدوبند بيروت شدند. اسراييل سعى داشت تا قرارداد ننگين 17 مى را به بهاى سنگینی به چنگ آورد، ولى ملت لبنان بسرعت آن قرارداد را زير پاى خود له كرد. اسراييل سرانجام در سال 2005 مجبور به خروج از تمامى خاک لبنان شد و تنها مزارع شبعا را كه شرايط خاصى دارد نزد خود نگاهداشته است. مقاومت لبنان به شيوهاى افسانهاى در برابر تجاوزهاى رژيم صهيونيستى ايستادگى كرد. در جنگ ژوئيه 2006 نيز توانست شكست سختى بر دشمن اسراييلى تحميل كند. اسراييل نيز بدنبال بازتاب داخلى اين شكست وسوالهاى فراوان مجبور به اعتراف علنى به شكست در جنگ شد. در نتيجه چنین مقاومتى بود كه رژيم اشغالگر ناچار به عقبنشینی از غزه بدون انجام هيچ گفتوگويى شد. البته رژيم صهيونيستى همچنان تجاوزهاى زيادى را بر ملت فلسطين بويژه با محاصره نوار غزه اعمال میکند.
با پيروزى روش مقاومت، چهره بحران اعراب و اسراييل نيز در ميان اعراب تغيير كرد. اسراييل ديگر احساس امنيت نمىکند. شرايط جديد نيز نتايج وخيمترى براى صهيونيستها چه به لحاظ ورود و خروج يهوديان به سرزمينهاى اشغالى و چه به لحاظ نمودار منفى ورود سرمايه به اين سرزمين خواهد داشت. اکنون امنيت و اكنون آرامش رژيم صهيونيستى سلب شده است كه از سرنوشت وخيم در انتظار اسراييل خبر مىدهد.
اسراييل، اكنون پيرمردى شصتساله شده و برخى سران عرب نيز همچون مردان مست به اينسو و آنسو مىروند و بدون هيچ دليلى براى امضاى قرارداد صلح با اسراييل از يكديگر سبقت مىگيرند. قراردادی که آنها از آن با عنوان طرح صلح عربى نام مىبرند و فشارهاى ايالات متحده نيز محرک اصلى آن است.
اينجا است كه بايد بر موضوع بازگشت آوارگان فلسطينى به سرزمين خود تاكيد كرد تا ساكنان اين مرز و بوم بخشى از حقوق خود را دريافت كنند و بهيچوجه نبايد اجازه داد تا طرح عادلانه موضوع آوارگان فلسطينى را بمعناى تابعيت و سكونت در محل اقامت خود تفسير كرد.
شتاب دولتهای عرب براى انجام صلح و سازش با رژيم صهيونيستى مىطلبد تا ملل عرب به شيوه «مهاتما گاندى» بر اين موضوع اعتراض كنند. گاندی نیز با استفاده از همین شیوه بود که به اشغالگرى بريتانيا در هندوستان پايان داد.