حزبالله لبنان پیش از جنگ تابستان سال 2006 اسراییل و لبنان بيش از 16 هزار موشک در اختيار داشت كه برخى از آنها مىتوانست شهر «الخضيره» را هدف قرار دهد. به گزارش برخى افسران نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل، اكنون بيش از 30 هزار موشک در اختیار حزبالله است كه قادر به هدف قرار دادن «صحراى نقب» در جنوب اسراييل و حتى منطقه «ديمونا» است.
اين موضوع تنها بخشى از تغييراتى است كه یکسال و هشتماه پس از پایان جنگ اسراييل و حزبالله در جنوب لبنان بوجود آمده است. اسراييل نيز سعى در كم اهميت جلوه دادن اين تغييرات در ميان افكارعمومى با استفاده از اصطلاحات گنگ و گمراه كننده دارد. درحالیکه حزبالله بخش مهمى از توانايىهاى خود را بازسازى كرده است.
طى اين مدت، ده تا بيست هزار موشک به جنوب لبنان رسيده است. چگونه مىتوان حتى ده هزار موشک كه طول كوتاهترين آنها 2 متر است را از رودخانه ليطانى عبور داد بطوريكه هواپيماهاى نيروى هوايى اسراييل و ماهوارههاى كشورهاى بزرگ نيز قادر به رديابى نقل و انتقال موشکها نباشند؟ بايد دانست كه موشک با قطر 122 ميليمتر را نمىتوان در جعبه گوجه فرنگى پنهان کرد.
جنوب رودخانه ليطانى با گذرگاهها و پلهاى تنگ و باریک به مناطق ديگر مرتبط بوده و تعداد زيادى از پستهای بازرسى ارتش لبنان در آن منطقه وجود دارد. در نتيجه انتقال موشک و سلاح بدون هماهنگی با ارتش لبنان و هوادران حزبالله در اين منطقه غيرممكن است. نزديک به 150 پست بازرسى «يونيفل» نیز در این منطقه وجود دارد که بدينترتیب حكايت آن سه ميمون كه يكى هيچ نشنيده و ديگری چيزى نديده و سومى هيچ نگفته تكرار مىشود.
بايد از دولت اسراييل پرسيد كه چرا به حزبالله اجازه انبار كردن اين تعداد موشک را داده است؟ بويژه آنكه سرزمينهاى پر درخت حفاظت شده در جنگ گذشته که محل انبار و پرتاب موشکها بود بار ديگر گسترش يافته است. چرا اسراييل به اين امر اعتراضى نكرده و چرا ارتش با كاروانهاى حامل موشک درگير نشده و مانع از وضعيت جديد نشده است؟
رهبران اسراييل نمىخواهند شهروندان را با بيان تهديدها و خطراتى كه در آینده در كمين آنها است نگران كنند. در نتیجه اطلاعاتى كه در مدت نزديک به 20 ماه به مردم منتقل کردهاند خوشبينانه بوده است. نيروهاى حافظ صلح سرزمينهاى حفاظت شده جنوب لبنان را بازرسى و سپس پاكسازى مىكردند. درحاليكه با هماهنگى ارتش لبنان و حزبالله پیش از بازرسىهای «يونيفل»، حزبالله از موضوع مطلع و خود اقدام به پاكسازى منطقه مىکرد. فعاليت نيروهاى حزبالله حتى بدون استفاده از دوربين نيز در روستاهاى «عيتا الشعب» و «يارون» در جنوب لبنان قابل مشاهده است. حزبالله، اكنون در روستاهاى جنوب لبنان مشغول بازسازى يكصدهزار خانه آسيب ديده از جنگ گذشته است كه با هدف بازسازى و استفاده نظامى در حال ترميم است.
آيا دورى حزبالله از مرز منجر به كاهش توانايى شناسايى و اطلاعاتى آن حزب خواهد شد؟ حزبالله با تكميل پروژه ارتباطاتى خود، توانايى اطلاعاتى را بهبود بخشيده و نيروهاى اين حزب فعاليت ارتش اسراييل را رديابى مىكنند. در مقابل، ارتش اسراييل نيز مناطق غيرقابل رويت ميان سيمخاردارهاى مرزى و نوار آبى سازمان ملل را بطور مستمر مورد بازرسى قرار مىدهد.
تاكتيک نظامى حزبالله واضح است. حزبالله، ارزش زيادى براى نيروى زمينى ارتش اسراييل كه در يكسال گذشته رشد بالايى داشته قايل نيست و اهميت زيادى نيز به درگيرى زمينى نمىدهد. اين حزب اگرچه متوقف كردن ارتش اسراييل و وارد ساختن خسارت به آن را هدف خود مىداند، ولى تمركز اصلى خود را بر جبهه داخلى متمركز ساخته چون معتقد است، نتيجه جنگ براساس وضعيت جبهه داخلى رقم مىخورد. بدينجهت تلاش دارد تا براى چند هفته توانايى شليک مستمر موشکها را داشته باشد. در مرحله بعد نيز به رويارويى با نيروى زمينى اسراييل خواهد پرداخت.
برخى نيروى نظامى حزبالله را نزدیک به 7 هزار تن تخمين مىزنند و برخى ديگر نيز اين نيرو را تا مرز 20 هزار تن دانستهاند. در هر حال تعداد نظاميان حزبالله از پیش از جنگ 2006 نسبت به پس از آن بيشتر شده است.
جايگاه ايران
مدتى است كه ارتش اسراييل سخنى از درگيرى با ايران نمىگوید. چون اسراييل بطور عملى در لبنان و غزه با ايران درگير شده است. در وراى هر فرمانده بزرگ حزبالله نيز يک فرمانده ايرانى از سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران ايران قرار گرفته است.
ارتش اسراييل چندماه پیش مانور بزرگ «ادغام بازوها» را در نزديكى مرزهاى شمالى انجام داد. ولى چندی نگذشت که حزبالله يا به تعبير ديگر شاخه لبنانى وابسته به ايران، مانورى را در مرزهاى جنوبى لبنان انجام داد كه به تمام معنا نظامى ولى بدون حمل سلاح و موافق همه قراردادها و قطعنامههاى بينالمللی بود. با اين حال هيچكس در سازمان ملل، چيزى در مورد آن نشنيد.
بنظر مىرسد ايران تمايل ندارد، گنج خود ساخته آن کشور را به راحتى از دست بدهد. بنابراين حزبالله را به خويشتندارى فرا مىخواند تا مبادا بازوى بلند خود در اهداف استراتژيک و هستهاىاش را بزودی از دست بدهد. تجربه ايران از جنگ سال 2006 و همچنین ترور «عماد مغنيه» منجر به آن شد كه ايران همانند حزبالله خوشبين نباشد. آنها دريافتهاند كه همانطور كه عمق خاک اسراييل آسيبپذير است، عمق خاک شيعه در جنوب لبنان نيز آسيبپذير است. هنوز بحران مهاجرت ساكنان جنوب لبنان بهنگام جنگ گذشته فراموش نشده است. اكنون نيز رسانههاى لبنانى خبر دادهاند كه شهروندان لبنانى وسايل خود را بدليل هراس از جنگ جديد جمعآورى كردهاند.
بنابراین، «سیدحسن نصرالله» و «محمود احمدىنژاد» تصميم ندارند پاسخ به ترور «عماد مغنيه» را در جبهه جنوب لبنان عملى سازند تا مبادا جنگ تازهاى در جنوب آن کشور رخ دهد.
نيرنگ سوريه
تا زمانيكه ايران از طريق جنوب لبنان و نوار غزه به جنگ با ما مشغول است، سوريه با ايفاى نقش خود لبنان را مملو از سلاح مىسازد. استراتژى «ماکیاولی» سوريه كاملا مشخص است. برخى مقامات امنيتى اروپا پس از دیدار اخیر خود از دمشق اعلام کردند که مقامات سوريه اطمينان دارند در صورت بروز جنگ با اسراييل، سوريه در همان روزهاى نخست به صحراى بزرگی در دوران «عصر حجر» تبديل خواهد شد. اسراييل موشکهاى سوريه را تحمل نخواهد كرد و تصميم دارد به محض بروز جنگ، سوريه را تبديل به خاكستر كند. سوريه ايجاد مشكل براى اسراييل را در خاک خود انجام نخواهد داد و اين اقدام را با توزيع حجم بالايى از سلاح در خاک لبنان به انجام مىرساند. سوريه تمايلى به جنگ با اسراييل ندارد. ولى در صورت وقوع يک اشتباه دیگر از سوی اسراییل علیه سوریه، ممکن است سوريه نيز قدرت خويشتندارى را از دست داده و جنگ دیگری رخ دهد.
لبنان نيز در آينده نزديک جنگ ديگری با اسراييل نخواهد داشت. برغم آن، افزايش قدرت حزبالله براى اسراييل خطرناک بوده و اسراييل بايد هشيارى خود را حفظ كند.