اختلاف كانديداهاى جمهوريخواه و دموكرات در مورد جنگ عراق، مهمترين چالش در سياست خارجه دولت آينده ايالات متحده است. در حزب دموكرات آمریکا چه «باراک اوباما» پیروز شود چه «هيلارى كلينتون»، مواضع آنها در مورد عراق تا حدودى يكسان است. كلينتون تعهد كرده است كه طى 60 روز نيروهاى ارتش آمريكا را از عراق بازگرداند و اوباما نيز اعلام كرده تصميم به بازگشت نيروها بايد بلافاصله اتخاذ شود و زمان دقيق آن به تصميم فرماندههان عملياتى بازمىگردد.
«مک كين» نماينده رسمى حزب جمهوريخواه آمریکا اشاره كرده است، علاقمند به ماندن نيروهاى آمريكايى در عراق و به مدت يک قرن است تا بزعم وى به جنگ با «اسلامگرايان تندرو» و «فاشيستهاى مسلمان» ادامه دهد. وی استراتژی «جورج بوش» را انتخاب كرده كه بر اين اساس مبارزه با تروريسم در عراق ادامه خواهد يافت.
اختلافنظر ميان كانديداهاى دو حزب اصلى در ايالات متحده بر سر عراق به اوج خود رسيده است. اگرچه چشمانداز سياست خارجى ايالات متحده محدود به عملكرد آن كشور در عراق نخواهد بود و سه محور را در خود جاى خواهد داد.
نخستين محور در شیوه اداره جنگ عراق و ديگری در بالا بردن اعتبار ايالات متحده در جهان بويژه پس از فاش شدن موضوعاتی چون برخورد با زندانیان القاعده در «گوانتانامو» و «ابوغريب» همچنین انجام پروازهاى محرمانه هوايى است. آخرین محور ولی در روابط ايالات متحده با ديگر كشورها و سازمانهاى بينالمللى خلاصه خواهد شد.
محورهاى سهگانه، محور اصلى مبارزات رياست جمهوری میان كانديداهاى رقيب در سياست خارجى آمريكا است و اين اظهارات با اندكى تفاوت، سياست خارجى دولت آينده آمریکا در رابطه با خاورميانه را تعيين خواهد كرد. مگر در برخى موارد كه شخصيت كانديداها و تجربه شخصى آنها بر آن تاثیرگذار است.
استراتژی حزب دموكرات حول محور ضرورت بازسازى نقش آمريكا بعنوان نقش بالاى آن چر همکاریهاى جهانى است كه اقتضا دارد تا ايالات متحده نقش تک قطبى خود را فراموش كند. براساس این استراتژی، درست است که آمریکا قدرت شماره يک در جهان است، ولى نمىتواند جهان را با تکیه بر قدرت سياسى، نظامى و اقتصادى خود اداره كند. اين استراتژی معتقد است که ایالات متحده به همكارى با كشورهاى بزرگ دیگر بويژه همپيمانان اروپايى خود نياز دارد.
در اين نگرش، ايالات متحده بايد بدنبال بهترين سياست در اداره جنگ عراق و خروج از باتلاق كنونى آن کشور كه بودجه آمريكا را بطور مستمر هدر داده و به اعتبار آن کشور ضربه زده باشد. حضور طولانى آمریکا در عراق منجر به ايجاد دودستگى شديدى در آن کشور شده و همچنین مردم آمریکا را به دولت آن کشور بیاعتماد ساخته است. «جورج بوش» بدون هيچ دليل قانع كنندهاى به عراق حمله كرد و بعدها مشخص شد كه دلايل ارايه شده در مورد سلاح كشتار جمعى دروغ بوده است.
ايالات متحده بجاى تمركز بر تلاش در مبارزه با القاعده در افغانستان تصميم به سرنگونی نظام «صدام حسين» گرفت و بر همين اساس نيازمند تلاش جدى در بهبود بخشيدن به اعتبار و محبوبيت خود است. ديدگاههاى مخالف و كينهتوزانه نسبت به آمريكا در جهان افزايش يافته كه جبران اين امر تنها با همكارى بهتر ايالات متحده با كشورهاى جهان و تلاش براى بهبود چهره آن کشور در جهان اسلام ميسر است.
«باراک اوباما» خواستار تشكيل كنفرانس رهبران جهان اسلام شده تا با حضور خود در اين كنفرانس، چهره آمريكا را در جهان اسلام بهبود بخشد. وى در مناظره اخير خود با «هیلاری کلینتون» رقيب هم حزبىاش در تگزاس در پاسخ به سوالی که آیا ديدار وى با جانشين «فيدل كاسترو» همانند آنچه هیلاری اعلام کرده مشروط خواهد بود گفت:«بدون هيچ پيششرطى با وى ديدار خواهم كرد چون نبايد اين احساس را بوجود آورد كه ايالات متحده بالاتر از ديگر کشورها است و بر این اساس ايالات متحده آماده همكارى در همه زمينهها و پروندهها بويژه در پرونده حقوق بشر است».
ولى حزب جمهوريخواه كه «جان مک كين» كانديداى آن است به بهبود چهره ايالات متحده در جهان از طريق اعمال حاكميت بيشتر معتقد است. «مک کین» بر این اعتقاد است که زندان گوانتانمو بايد بلافاصله بسته شود. ولى ديدگاه وى در نحوه اداره جنگ عراق چندان تفاوتی با دیدگاههای بوش ندارد.
اين احتمال وجود دارد كه سابقه نظامىگرى وى، اختلافاتى در برخى موارد با سياستهاى بوش بوجود آورد. چون به اعتقاد «جان مک کین»، هيچ مشكلى نيست كه نيروهاى مسلح آمريكا نتوانند آنرا حل كنند.
هنوز بسيار زود است كه بتوان نتيجه انتخابات در ايالات متحده و همچنین سياستهاى آينده در خاورميانه را تشخيص داد.
برغم اين مىتوان گفت، عناوين كلى سياستهاى آمريكا پس از مشخص شدن كادر ادارى طرف ديگر و این موضوع که چه كسى مسووليت وزارتخارجه راعهدهدار خواهد شد آشکار شود.
دموكراتها بيش از جمهوريخواهان به بحران اعراب و اسراييل توجه دارند. آشنايى «مک كين» با مسايل نظامى منجر خواهد شد تا از دور مسايل خاورميانه را دنبال كند. موضوع دموكراسى در خاورميانه بيش از هر موضوع ديگری به اعتبار «جورج بوش» لطمه زد. «جان مک كين» بيش از موضوع دموكراسى در خاورميانه به مسايل امنيتى اهتمام بيشترى نشان خواهد داد و این موضوعى است كه «اوباما» و «كلينتون» نيز نه تنها برنامههای «مک کین» بلکه سياستهاى بوش را نيز مورد استهزا قرار دادهاند.