Beirut Press - بيروت پرس
كد خبر: 2270 تاريخ: 14:44 - 21 اسفند 1386   نسخه چاپي
چرا اسرائيل از نبرد همزمان در دو جبهه واهمه دارد
مهدی کورانی

آيا حزب‌الله تلاش دارد كه با استفاده از نقطه ضعف اسرائيل در نبرد در جبهه‌هاى متعدد، جنگ را به بيش از يك جبهه بكشاند؟ آيا حزب‌الله با بى‌صبرى كامل منتظر اقدام بعدى اسرائيل در غزه است و تصميم دارد كه به محض ورود اسرائيلى‌ها به باتلاق غزه، پاسخ ترور شهيد عماد مغنيه را در جنوب لبنان به نحوى دردناك وارد كند تا اسرائيل مجبور شود براى پاسخ دادن به آن، جبهه دومى را در لبنان باز كند تا در اين صورت با باز شدن جبهه‌هاى متعدد، بدون اينكه اسرائيل فرصت داشته باشد از امکانات امنيتى ـ سياسى خود براى كنترل جنگ و درگيری‌ها استفاده نمايد، دشمن خود را ضربه فنى کند.

تئورى نظامى اسرائيل بر اقدامات نظامى به همراه استفاده كامل از امکانات سياسى، امنيتى و اقتصادى استوار است و علیرغم امكانات بالاى نظامى، پيروزى‌هایى را كه اسرائيل در تاريخ خود كسب كرده است مطمئنا بطور كامل مرهون استفاده از همين امکانات سياسي ـ امنيتى بوده است. اسراییل براى استفاده از اين امکانات مجبور است يك سرى قواعدى را رعايت كند كه مهم‌ترين آنها اصل "جنگ در خاك دشمن" است. استفاده از موشك‌هاى خمپاره‌اى و ارسال نفوذی‌ها به درون سرزمين‌هاى‌ اشغالى توسط مقاومت، راهکاری براى مقابله و خنثى كردن اين اصل نظامى اسرائيل است.

اما دومين اصل براى استفاده بهينه از امکانات امنيتى و سياسى علیه دشمن، محدود كردن درگيری‌ها در يك جبهه واحد است. اسرائيل در تمام تاريخ خود  از باز شدن بيش از يك جبهه جلوگيرى کرده است.

اولين مورد جنگ اكتبر 1973 است: مصر و سوريه تصميم گرفته بودند كه با هم در يك روز، يكى از شمال و ديگرى از جنوب به اسرائيل حمله کنند؛ ولى تعلل نيروهاى مصرى در پيشروى به سمت سرزمين‌هاى اشغالى باعث شكست اين حمله شد. علیرغم خيانت‌هایی كه صورت گرفته بود و با وجود اينكه اسرائيلى‌ها از چگونگی و زمان حمله آگاه بودند؛ ولى باز شدن دو جبهه در آن واحد براى اسرائيلى‌ها عين شكست بود. در اين جنگ اسرائيل با مساعدت آمريكا توانست در پيش روى مصری‌ها تعلل بوجود آورد و به عبارتى ديگر، جبهه درگيری‌ها فقط به سوريه محدود شد و در نتيجه طولانى شدن جنگ به بيش از چند روز، زمينه استفاده از روابط سياسى و امنيتى خود در جبهه سوريه نيز فراهم شد. تردید و تعلل نيروهاى مصرى كافى بود كه اين پيروزى حتمى در جبهه سوريه به شكست مبدل شود.

دومين مورد به جبهه لبنان در سال 1987 باز مى‌گردد كه مقاومت اسلامى در اوج عمليات‌هاى فرسايشى خود بود. در اين شرايط به ناگاه انتفاضه اول فلسطينيان در همه سرزمين‌هاى فلسطينى شروع شد، هر چند كه جبهه لبنان در آن زمان يك جبهه دفاعى بود؛ ولى امكانات نظامى و سياسى زيادى را به خود معطوف مى‌كرد. بدين جهت اتفاقى نيست كه با باز شدن جبهه دوم در درون سرزمين‌هاى اشغالى، با دخل وتصرف در معادله توازن قوا در منطقه، اوضاع در جنوب لبنان به نحوى بحرانى شد كه در قالب درگيری‌هاى جنبش امل و حزب‌الله، جبهه جنوب لبنان علیه اسرائيل براى مدتى تعطيل گرديد.

هم‌پيمانان غربى اسرائيل كه از توازن قوا در خاورميانه خبر داشتند با اعمال فشارهاى ديپلماتيک و به نفع اسرائيل، زمينه اين درگيری‌ها را بوجود آوردند و به آن دامن زدند تا مبادا اسرائيل مجبور شود در دو جبهه از خود دفاع كند.

اسرائيل بعد از شكست خود در رسيدن به اهداف جنگ تابستان سال 2006 به شدت نيازمند اين است كه با اقدام نظامى ديگرى براى خود اعاده حيثيت و اعتبار کند. علیرغم تمايل شديد اسراییل براى اين كار و جداى از مسئله احتياط كارى در ارزيابى تهديدها، عاملى كه باعث شده اسراییل بعد از سپرى شدن دو سال دست به اين اقدام نزند اين بود  كه از باز شدن دو جبهه و بلكه سه جبهه با هم واهمه دارد.

اسراییل در تمام اين مدت تلاش داشته كه با مديريت بحران خود، اوضاع منطقه را به نحوى سوق دهد كه از ميان محورهاى غزه، سوريه و ايران بتواند فقط در يك جا اقدام نظامى را متمركز نمايد تا زمينه گسترش درگيرى به ساير جبهه‌ها ممكن نباشد. ولى شرايط بحرانى و ملتهب منطقه كه ناشى از طرح‌هاى جديد آمريكا در خاورميانه و ترديد اسرائيلى‌ها در انتخاب جبهه مورد نظر است، باعث شده كه زمينه براى شعله‌ور شدن جبهه‌هاى ديگر فراهم شده و خواسته اسرائيل مهيا نشود. تا آنجا كه اسرائيل براى انجام عمليات محدودى مانند حمله اخير به نوار غزه مجبور شد از عامل بازدارنده‌اى مانند حضور ناو جنگى كول در آبهاى مديترانه استفاده كند تا بدین ترتیب حزب الله را از انجام اقدامات تحريك كننده در شمال سرزمین‌های اشغالی براى حمايت از فلسطينى‌ها باز دارد.

اسرائيل خوب مى‌داند كه اين بار سوريه مصمم است در صورت باز شدن جبهه لبنان، براى باز پس‌گيرى جولان به اسرائيل حمله كند و منتظر نخواهد شد تا اسرائيل هر زمان اراده کرد حكومت سوريه را تغيير بدهد.

به نظر مى‌رسد كه حزب‌الله استراتژى نظامى خود را بر مبناى همين اصول و قواعد چيده باشد و تلاش دارد تا با استفاده از اين نقطه ضعف يا اين استرس روانى، اسرائيل را تضعيف كند.

در مقابل اسرائيل از اين امر گريزان است و تلاش دارد با مهره چينى معين و با توسل به انواع جنگ‌هاى نظامى محدود و درگيری‌هاى امنيتى و با استفاده از هدايت و توجيه بحران‌هاى سياسى در منطقه، جنگى در يك جبهه واحد راه اندازد كه اعتبار بازدارنده نظامى خود را بار دیگر به دست آورد. با این حال عوامل مختلفى مانند حضور نيروهاى حافظ صلح در جنوب لبنان، فاش نشدن همه امكانات نظامى حماس در غزه و عدم اعتماد به توانائى‌های سياسى ـ امنيتى خود در سوريه باعث شده كه اين امر به تاخير بيافتد.

اسرائيل براى مقابله با طرح حزب‌الله براى باز كردن جبهه‌هاى متعدد، عمليات گسترده خود در نوار غزه را به تاخير انداخته و تلاش دارد با اعمال فشارهاى تحريك كننده، حزب‌الله را مجبور به دادن پاسخى پيش از موعد مقرر آن بنمايد؛ به گونه‌ای كه با آرام‌سازى اوضاع در غزه و ارسال پيام‌هاى مثبت به مقامات سوريه، درگيرى و جنگ مطلوب خود را محدود به جبهه جنوب لبنان کند.

اقدام اسرائيلى‌ها در انتشار اخبارى مانند اينكه پاسخ حزب‌الله به ترور عماد مغنيه قبل از چهلم وی خواهد بود، ممكن است از جمله اقدامات اسرائيلى‌ها براى تحريك حزب‌الله به دادن پاسخى پيش از موعد مناسب باشد. حتى بعيد نيست كه اسرائيلى‌ها دست به ترفند و نيرنگ زده و پاسخ حزب‌الله را به اين ترور، شبيه‌سازى نمايند. شاید عمليات اخير قدس اين اقدامات اسرائيلى‌ها را خنثى کرده باشد.

در نهايت بايد منتظر شد و ديد كه اسبهاى  كه در مسابقه با زمان هستند كدام يك به نتيجه مى رسند .