فضای فتنه بر بسیاری از مناطق بیروت سایه افکنده است. سخنرانیهای سیاسی باعث افزایش تنش مذهبی شده و خطرات موجود را بیشتر کرده است. رفتارهای جنگطلبانه در بیشتر محلههای پایتخت بار دیگر به چشم میخورد. افرادی وابسته به این حزب یا آن حزب راهها را بسته و بر برخی مناطق حکمرانی میکنند.
تفاهم چندی قبل ایران و عربستان باعث آرام گرفتن برخی از گروههای وابسته به اکثریت و اپوزیسیون شد تا به درگیری و مواجهه مستقیم در خیابانهای بیروت کشیده نشوند. روزهای گذشته بیانگر تغییری در موضعگیریهای داخلی و منطقهای بود که جلوهگر اختلافی میان ایران و عربستان است. عماد مغنیه ترور شد و علیرغم اینکه کسی به شکل مستقیم اقدام به تهمتزنی نکرد ولی از فحوای سخنان مسئولان ایرانی، سوری و شخصیتهای نزدیک به حزبالله اینگونه بر میآید که عربستان به نحوی در این ترور دست داشته است؛ درست به مانند انفجاری که در سال 1985 سید محمدحسین فضلالله را هدف قرار داد و در گزارشات اطلاعاتی آمریکا ذکر شد که عربستان در آن دست داشته است.
آیا مواجهه واقعی میان ریاض و تهران شروع شده است؟
یکی از رهبران حزبالله با هرگونه اتهامزنی به عربستان در مورد ترور عماد مغنیه مخالفت میورزد و تاکید دارد که تمامی دلایل بیانگر دخالت اسراییل در این ترور است. وی دستیابی کمیته تحقیقات به جزئیات این حادثه را تکذیب کرده و میگوید این خبر که حزبالله اطلاعاتی در مورد دست داشتن یک کشور عربی در ترور دارد صحیح نیست.
احتیاطی که این مسئول حزبالله در مورد ترور مغنیه از خود نشان میدهد همراه است با متهم کردن ریاض به اینکه در مورد لبنان و منطقه موضعگیریهایی شبیه آمریکا دارد.
به گفته منابع نزدیک به جریان المستقبل، همگونی سیاستهای عربستان و آمریکا نیاز به دقت و اثبات دارد. وی میگوید عربستان و دیگر کشورهای عربی در سفر اخیر جورج بوش با او در مورد ضرورت حمله به ایران مخالفت کردند. ملک عبدالله پادشاه عربستان نیز از احمدینژاد رییسجمهور ایران برای سفری به ریاض دعوت به عمل آورد تا روابط برادری میان دو کشور را ثابت کند.
به گفته این منبع آگاه، مشکل در لبنان این است که ایران از ابتکارعمل عربی حمایت نکرده و به ایجاد فضای مناسب برای انتخاب رییسجمهور جدید کمک نمیکند و در واقع از سیاستهای سوریه حمایت میکند.
در این مورد به نظر میرسد که مواجهه میان طرفین در عرصه لبنان جلوه یافته و آثار و نتایج آن بر تمامی منطقه خلیج فارس اثر میگذارد.
سخنان سید حسن نصرالله در مراسم هفتم عماد مغنیه از خطر احتمال بروز مواجهه با اسراییل کاست. نصرالله سخنان گذشته خود در مورد جنگ باز و بدون حد و مرز را توضیح داده و بر حق دفاع در برابر اسراییل تاکید ورزید. ضرباهنگ جنگ در سخنان نصرالله کاهش یافته و وی موضعی دفاعی در قبال اسراییل اتخاذ کرد. در عرصه داخلی لبنان نیز نصرالله اصرار بر محاسبه دقیق تعداد شرکتکنندگان در تظاهرات جناح حاکم و اپوزیسیون داشته که در درجه اول به نظر میرسد کفه حزبالله در این زمینه سنگینتر است. نصرالله در تعامل با دادگاه بینالمللی با لحنی تند سخن گفته و در عین حال اعلام کرد که به تحقیقات سوریه پیرامون ترور مغنیه اعتماد کامل دارد.
سخنرانی نصرالله باعث ایجاد نگرانی از بروز جنگی قریبالوقوع با اسراییل نمیشود. او از خطر خارجی که عقبنشینی داخلی را الزامآور کند سخن نگفت. نکته بارز در این زمینه این بود که دادگاه بینالمللی کماکان در اولویت قرار داشته و ترور عماد مغنیه برنامه اولویتها را تغییر نداده است. اپوزیسیون مواضع خود را تندتر کرده و برخی از جریانها پس از 14 فوریه (سومین سالگرد ترور حریری) گمان کردند که برنامههای داخلی لبنان اولویتهایی دارد که دادگاه بینالمللی به عنوان اصلیترین موضوع، سرنوشت لبنان و چه بسا کنفرانس سران عرب را تعیین میکند.
اگر سناریوی مورد نظر آمریکا برای منطقه، ایجاد چند دستگی مذهبی و طائفهای باشد، باید گفت که این موضوع اکنون کاملا وجود دارد. نگاهی سریع به نیروهای فعال در منطقه اعم از مقاومت، نیروهای مخالف آمریکا یا ایران، القاعده و حتی اسراییل بیانگر اختلافات دینی و مذهبی عمیق در منطقه است.
سوال اساسی که باقی میماند این است که آیا جریانهای مذهبی فراگیر میتوانند باعث بیداری منطقه شوند یا طرح آمریکا در نهایت به اجرا درخواهد آمد؟