اگر مطابق آنچه که حزبالله میگوید، موساد عماد مغنیه را ترور کرده باشد پس قاعدتاً شادمانی بسیار زیادی در میان اعضای آن باید وجود داشته باشد. آنکه موساد موفق به ترور مغنیه شده ثابت کرد که توانایی شگفتانگیزی به خصوص در جمعآوری دادههای اطلاعاتی دارد. چنین عملیاتی نیاز به برنامهریزی بسیار دقیقی دارد: اطلاعاتی بسیار دقیق از نزدیکان مغنیه، جزئیات برنامه روزمره او و همچنین تحرکات و تدابیر امنیتی اش. برنامهریزی عملی نیز باید دقت بسیار زیادی داشته باشد. چگونگی رسیدن مجریان عملیات به محل مزبور و راههای گریز از آن مکان بدون آنکه اثر انگشت یا ردپایی از خود بر جای گذاشته باشند.
تقریبا در هر عملیات تروری نیاز به اطلاعات دقیق و جزئی وجود دارد و ترور شخصی چون مغنیه بسیار دشوارتر است. وی از سوی چندین دستگاه اطلاعاتی غربی برای سالیان سال تحت پیگرد بوده و با احتیاط بسیار زیادی عمل میکرد. عماد مغنیه بیتردید در گریز و تلاش برای حفظ امنیت خود یک هنرمند بود. وی بارها هویت خود را تغییر داده و به هیچکس اعتماد نداشت. وی از ترس خیانت حتی از خویشاوندان خود نیز پنهان میشد.
در هر عملیات تروری چند سوال اصلی بروز پیدا میکند: آیا این عملیات باعث کاهش فعالیت یک سازمان تروریستی میشود؟ موارد انگشتشماری وجود داشت که یک سازمان متکی به یک فرد بود. با این حال در شرایطی که هدف یک سازمان بزرگ است، ترور یک فرد (هر اندازه بزرگ و مطرح) از میان این سازمان مفهوم چندانی ندارد. سازمان مربوطه در بیشتر مواقع جایگزینی را برای فرد ترور شده تعیین میکند که چه بسا از فرد قبلی تواناتر باشد.
به عنوان مثال ارتش اسراییل در سال 1992 سید عباس موسوی دبیرکل حزبالله را ترور کرد. پس از موسوی، سید حسن نصرالله به عنوان جانشین او انتخاب شد. اسراییلیها بعدتر از ترور موسوی متاسف شدند و به این نتیجه رسیدند که بهتر بود دست به چنین عملیاتی نمیزدند.
در مورد مغنیه میتوان به دو نتیجه متناقض دست یافت:
1ـ ترور مغنیه باعث شگفتی حزبالله شده و اعتماد به نفس آن را از بین برد. به همین دلیل میتوان گفت که این عملیات قدرت حزبالله را به صورت جدی کاهش داده است. با توجه به اینکه عماد مغنیه بازوی نظامی حزبالله را تشکیل داده و با کمک ایران آن را تبدیل به ماشینی جنگی خارقالعاده ای کرد، این احتمال دور از انتظار نیست.
2ـ در آینده حزبالله، از پیامدهای این ترور رهایی یافته و به روند سابق خود باز میگردد. به نظر میرسد که جانشین مغنیه در جایگاه فرماندهی عالی کسی جز طلال حمیه معاون و محرم اسرار او نباشد.
سوال بزرگی که از رخ دادن این ترور در دمشق ایجاد میشود این نیست که آیا حزبالله اقدام به پاسخگویی میکند یا خیر، بلکه این تنها زمان و مکان پاسخگویی است که در پرده ابهام قرار دارد. تردیدی نیست که حزبالله و ایران انتقام این ترور را خواهند گرفت. آن طور که به نظر میرسد این انتقامگیری به زودی نبوده و در مرزها نیز رخ نخواهد داد، چرا که دلیل ملموسی برای دخالت اسراییل در ترور مغنیه وجود ندارد و شرایط لبنان و منطقه نیز اجازه فعالیت علیه اسراییل را نمیدهد.
به احتمال زیاد حزبالله تلاش خواهد کرد تا عملیات انتقامی را در خارج و به خصوص علیه سفارتخانههای اسراییل به اجرا درآورد. منطقی این است که نقاط ضعیف و آسیبپذیری چون سفارت اسراییل در اردن یا مصر یا کشوری آفریقایی هدف قرار گیرد که امکان پنهان شدن و اجرای عملیات بدون فاش شدن هویت مجریان آن فراهم است.