دشوار است كه دریابیم «عماد مغنيه» در كجا اشتباه مرگباری مرتكب شد كه بخاطر آن جان خود را از دست داد.
«عماد مغنيه» كه سمت وى در دو سال پیش «فرمانده ارشد ستاد نظامى و امنیتی حزبالله» بود شخصيتى بسيار محتاط و دقيق بود که در اطراف خود يگانهاى امنيتى متعددى بوجود آورده بود و به هيچكس حتى به نزديكترين افراد خود نيز اعتمادى نداشته و همواره گذرنامههای زيادى با خود به همراه مىبرد. شايد جراحىهای پلاستيک متعددى نيز انجام داده بود. او هيچگاه از يک مسير دوبار استفاده نمىکرد و آپارتمانهاى سرى خود را همانند جورابهاى خود تغيير مىداد.
علاوه بر اين، احتياط و هوشيارى اش در تماسهاى تلفنى نيز شهره عام و خاص است. حتی می گویند که در جنگ دوم لبنان او اصرار داشت که از تلفن استفاده نكند. دستورالعملهايى كه دريافت يا ارسال میکرد رمزدار بود و از طريق پيک رد و بدل مىشد.
«عماد مغنيه» كجا مرتكب اشتباه شده بود؟ بعيد است بتوان اشتباه وى را دريافت؛ زيرا سازمان امنيتى كه شب سهشنبه در «كفرسوسه» دمشق دست به چنين عملياتى زد از دادن جزييات شخصى ترور خوددارى خواهد كرد و بنظر مىرسد عملیات ترور نتيجه يک لحظه بىدقتى است.
بدون شک ترور «عماد مغنيه» موفقيت چشمگير سازمان امنيتى ای كه ترور را انجام داده است بشمار میرود و اگر اسراييل همانطور كه بيشتر حكومتها و تحليلگران رسانههاى جهان عقيده دارند پشت این ترور باشند، این پيروزى از آن موساد و «مئير دگان» رییس آن است.
هنگامی كه دگان پنج سال پیش براى رياست اين سازمان انتخاب شد، تصمیم گرفت كه خانهتكانى مفصلى در سازمان ايجاد كند؛ زيرا اين باور رواج داشت كه توانايىهاى سازمان در آن زمان كاهش يافته است. حتى در صورتی كه اين احساس غلط باشد که دگان بار دیگر عمليات ترور را احيا كند، باز هم اين امر تلاش زيادى مىطلبد. بويژه پس از ترور ناكام «خالد مشعل» در سال 1997 كه چندين سال انجام عمليات با وقفه روبرو بود.
بر اساس گزارشهاى رسانهاى از زمان تعيين دگان به رياست موساد، تعداد زيادى از عملياتهاى ترور ناكام و ناموفق علیه مسوولان عاليرتبه حزبالله و حماس در جنوب لبنان و در سوريه صورت گرفت. البته در كنار اين شكستها موفقيتهايى نيز مشهود بود. مانند ترور «رمزی نهرا» معاون حزبالله [؟] در سال 2002 و ترور «عزالدین الشیخ خلیل» فرمانده نظامى حماس در دمشق كه اين آخری مسوول منطقه غزه بود.
از سه سال پيش تاكنون ثابت شده بود كه مىتوان عمليات امنيتى بزرگى در پايتخت سوريه به انجام رساند تا تروريست بزرگى را از ميان برداشت.
تلاشهاى مستمر
اگر اسراييل در ترورها دست داشته باشد، اشتباه است كه همه موفقيتها را به برنامههاى موساد خلاصه کرده و تلاشهاى ساير دستگاههاى امنيتى را فراموش نمود. اين پيروزى كه در پايتخت سوريه بدست آمد در حقيقت نتيجه تلاشهاى مستمرى است كه در جمعآورى دادهها توسط دستگاههاى امنيتى مختلف و با برنامهريزى دقيق عملى مىشود. در هر حال قویترين سازمانهاى امنيتى در محكمترين نقشههاى خود نياز به كمى شانس هم دارند.
ترور «عماد مغنيه» ضربه شديد و دردناكى به حزبالله بود و هيبت اين سازمان در نتيجه اين ترور شكسته شد. ترور باعث سردرگمى حزبالله شده و آنها اکنون زير هر درخت كاج بدنبال جاسوسى مىگردند و به هيچيک از اعضاى خود اعتماد ندارد.
اين ترور پيامهاى بازدارندهای نیز دارد، زيرا همه بر اين باور هستند كه اسراييل در پشت قضيه قرار دارد و همه رهبران حماس، جهاد اسلامى، حزبالله و حتى ايران كه از مغنيه حمايت مىكردند؛ مىدانند كه اسراييل اين قدرت را دارد تا هر كسى كه علیه آن تلاش میكند را ترور نمايد. ولى باید بدانیم که حزبالله فقط يک سازمان تروريستى نيست. جريانى سياسى نيز هست كه نفوذى قوى در طایفه شيعه در لبنان داشته، در پارلمان نماينده دارد و داراى موسسات خدماتى، اجتماعى و اقتصادى نيز هست و بدون شک مىتواند ضربه دردناكى را كه دريافت كرده جبران نمايد.
پاسخ ايران به ترور
در سالهاى اخير نشانههایى دريافت شد كه صلاحيت مغنيه دستخوش تغيير است. بنحوى كه تلاش نمود از زير زمين خارج شده و وارد شوراى مركزى حزبالله شود. او ريش خود را بلند نمود تا هيات يک روحانى را به خود گيرد، زيرا اين احساس را داشت كه شايستگى جانشينى «حسن نصرالله» براى دبيركلى حزبالله را دارا است.
اين تغيير و تحولات از نگاه نصرالله نيز دور نماند و دبيركل نسبت به تحركات مغنيه مشكوک شده بود و نسبت به وى حسادت نمود. بدين جهت صلاحيتهاى وى كاهش داده شد و بخشى از آن در اختيار ديگران قرار گرفت و به ناگاه برخى زير دستان در كنار وى قرار گرفتند. اين تغيير و تحولات علنى نبود، ولى از چشم دستگاههاى امنيتى غرب نيز مخفى نماند. «فواد شكر» رييس بخش عمليات شد و «ابراهيم عقيل» فرماندهی جبهه جنوبى را عهدهدار گردید. «طلال حميه» نیز در رديف اين افراد قرار میگیرد.
«طلال حميه» جوان چهل سالهاى است كه ويژگیهاى خاصى دارد و از سوى مغنيه آموزش ديده است. او معاون جهادى مغنیه شد كه فرماندهى يگان عمليات ويژه بود. حميه اين اواخر مسووليت جذب نيرو را نيز بر عهده داشت كه در ميان آنها جذب افرادى براى القاعده و ارسال آنها به عراق از طريق سوريه نيز صورت مىگرفت.
براساس اعلام منابع لبنانى، وی چند مرتبه به عراق سفر كرده و روابط گرمى با جنبشهاى مسلح شيعى در عراق ايجاد كرده است تا با ارتش آمريكا و همپيمانان آن در عراق مبارزه كنند.
هرچند حميه صلاحيتهاى كامل مغنيه، شخصيت كاريزماتيک و شدت عمل وى را ندارد، ولى بنظر مىرسد جانشين اصلى وى باشد. از سوى ديگر هيچ تضمينى نيز وجود ندارد كه جانشين وى «ابراهيم عقيل» نباشد چون ممكن است نصرالله با هماهنگى ايران تصميم بگيرد كه همه امور را به يک فرد واگذار نکند و در نتيجه اختيارات وى ميان چند تن توزيع شود.
سازمانهاى امنيتى اسراييل خوب مىدانند كه حزبالله و ايران كه صبری آهنين و حافظهای قوی دارند، خواستار انتقامگیری هستند و بدون شک به پرتاب كاتيوشا و نفوذ از طريق مرزهاى شمالى اكتفا نخواهند كرد. بلكه تلاش خواهند نمود تا سفارت اسراييل در يكى از كشورهاى آفريقايى يا آسيايى را منفجر يا يكى از هواپيماهاى خطوط هوایی «العال» را هدف قرار دهند. حتی احتمال دارد يكى از شخصيتهاى سياسى اسراييل را ترور يا در داخل سرزمینهای اشغالی دست به عمليات بزنند.
اين سوال در نهايت همچنان مطرح است که آیا ترورها اراده تروريستها را مختل خواهد ساخت؟