آيا اسراييل تا ابد وجود خواهد داشت؟ اين سوالى است كه هر از گاهی مطرح میشود. چالشهایی که امنیت اسراییل را به خطر میاندازد چیست؟
پیش از هر چیز دشمنان خارجى اسراييل مانند ايران و همپيمان آن کشور یعنی حزبالله لبنان ميگويند كه «سرنوشت اسراييل بدون شک نابودى است و اسراييل بزودى از نقشه زمين حذف خواهد شد» و همچنین همپيمانان عرب آنها كه از اعتراف بوجود كشور اسراييل خوددارى ميكنند.
اين موضوع را ميتوان در افزايش قدرت حماس و مخالفت «ابومازن» و دوستانش با يهودى بودن كشور اسراييل دريافت. در سالهاى اخير گرايشهاى سياسى در دانشگاهها و تالارهاى فرهنگى و بخشهاى رسمى در غرب رو به رشد است كه نسبت به حق وجود يک كشور يهودى ابراز ترديد ميكند. همچنين تماسهايى ميان اين گرايش با جريانهاى ضد يهود و ضد سامى قديم و جديد وجود دارد كه ناشى از مصالح و منافع مشترکشان است.
ولى پديدهای كه در خود اسراييل و بسيار خطرناكتر از دشمنان ما وجود دارد وجود جريانات داخلى است كه به پيشگويى نابودى اسراييل يقين دارند مانند جريان «حتمى بودن دموگرافى» كه بر نابودى اسراييل در منطقه بين رود و دريا بشارت ميدهد. حتى استفاده از اين طرز تفكر را نيز در سخنان اخير نخستوزير شاهد بوديم كه گفته است:«اگر در مذاكرات صلح كشور فلسطينى در كنار كشور اسراييل برپا نشود كشور يهودى بدون شک نابود خواهد شد».
«افرایم سنیه» عضو كنيست اسراييل از زبان يک جريان دينى ديگر ميگويد كه اگر ايران به قدرت هستهاى دست يابد آنزمان هنگام «پايان اسراييل» است.
در داخل اسراييل نيز برخى خود را با سكوت و خويشتندارى نسبت به اين اظهارات آسوده ساخته و برخى ديگر نيز در مخالفت با اين جريان دينى، نابودى اسراييل را منكر ميشوند گو اينكه اسراييل تا ابد محفوظ خواهد ماند.
به هرحال با در نظر گرفتن گرايشهاى مختلف در اين زمينه درميابيم كه عمق باورهاى لاهوتى يهودى در انديشههاى اسراييلىها تا چه اندازه زياد است. اين انديشهها كه در هر نسلى ظاهر ميشود تا ما را بترساند و بر عقل و منطق ما مسلط و ما را به نابودى و زوال وعده دهد كه از حافظه تاريخ پر رنج يهود نشات ميگیرد. حتى در شامگاه پيروزى تاريخى ما در سال 1976 (جنگ شش روزه) نيز برخى يهوديان گفتند كه «آخرين دشمنى كه از اطاق خارج شود شمع را نيز خاموش خواهد كرد» به اين معنا كه با پيروزى اسراييل بر دشمنان خود سير نزولى اسراييل شروع ميشود. در هرحال اينگونه احساسات و باورها شيوه خوبى براى مطمئن شدن از بهتر شدن شرايط و رعايت احتياط هاى لازم نيست.
بهترين عكسالعمل براى مقابله با تهديدها و موانع فرارو چیست؟ تبديل شدن ايران به قدرت هستهاى اسراييل را به وضعيت خطرناكى امنيتى نزديک خواهد ساخت که البته راههاى زيادى براى مقابله با اين موضوع وجود دارد.
منابع قدرتى كه اسراييل همواره در اختيار داشته همچنان در دست است. بنيه اساسى اسراييل یهودیان و شور نشاط آنان است كه همواره حاضر به دفاع از سرزمين تاریخی خود هستند و همين ملت است كه ميتواند در مقابله با جنگهاى فرسايشى برضد اسراييل به دفاع پرداخته و قدرت نظامى و عظمت اسراييل را نشان دهد.
ترس از آينده بدليل بيشتر شدن دشمنان خارجى اسراييل نيست بلكه بدليل زياد شدن نقاط ضعف در داخل است.
نظرسنجي ها نشان ميدهد كه ملت وضعيت سياسى را بخوبى درک كرده و بدين جهت هنگاميكه از دولت ميخواهد تا به نيروى انسانى و آمادگى و آموزش آنها اهتمام ورزد به اين خاطر است كه از حكومت اسراييل ميخواهد در سايه نظام آموزشى كه سير نزولى به خود گرفته و در سايه نهادهاى سياسى كه در حال افت مستمر ميباشند به منابع قدرت يعني مردم نيز توجه داشنه باشد. مردم اسراييل اعتماد خود به دستگاه قضایی را از دست دادهاند و حال چنين حكومتى چگونه توقع دارد كه در برابر تهديدهاى داخلى و خارجى سياسى و نظامى بتواند بدون حمايت مردم موفق شود.
ميتوان چالشها را پشت سر گذاشت ولى اقتضاى اين امر توجه به منابع، نيروى انسانى و امكانات براساس فهرست اولويتها است. برخى دشمنان در داخل و خارج با حق حيات ما مخالف هستند كه موضع ما در برابر آنها بايد قاطع و بدون چانهزنى باشد كه بايد نقطه اعتماد خود كه همان نيروى انسانى است مورد توجه و اهتمام قرار گیرد.
پرفسور «يحزقيل درور» عضو كميته «وينوگراد» ميگوید:«مصونيت چيزى نيست كه ابدى و جاودانه باشد اوضاع و شرايط مبهم تغيير ميكند، مصونيتها از ميان ميرود و در صورتيكه اوضاع كنونى به همين منوال ادامه يابد نميتوان به پيروزى اميدوار بود. ولى مطمئن هستم كه ميتوان اين روند را هر قدر كه قوى و مخرب باشد تغيير داد به اين شرط كه اسراييل قدرت و استراتژى خود را با اهداف صحيح بهبود بخشد».
اگرچه این موضوع در شرايط كنونى كمى بعيد بنظر ميرسد ولى در نهايت در دسترس است كه درنتيجه اين مصونيت به درون ما و تواناييهاى ما در عبرت گرفتن از حوادث بستگی دارد.